{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باد که می‌زند... می‌پذیرم...

باد که می‌زند... می‌پذیرم...
بادبادک‌ها به هیچ پیامبری، ایمان نیاوردند...
تنها ما بودیم که قرقره می‌کردیم
نخ‌هایی که از آسمان دورمان پیچیدند...
باد که می‌زند... باور می‌کنم...
سیب از هیچ اعتقادی آویزان نبود...
تنها حـوا بود که می‌دانست جاذبه
سر‌گرمیه افتادنی‌هاست..!

"هومن شریفی"
دیدگاه ها (۶)

آن روز که سیب گفتیم، لبخندمان کال بود که دل عکس‌هایمان سوخت!...

نقاب می‌زنیم برصورتی که دیگر تابِ سرخِ سیلی‌ها را ندارد، نقا...

زهــــرترین زاویه‌ی شــــوڪرانـمــــرگ‌ترین حُــــقه‌ی جادوگ...

می‌روند... می‌آیند... آدم‌ها پر از رفت‌و آمدند... زندگی می‌ک...

باد که می زندمی پذیرم، بادبادک ها به هیچ پیامبری، ایمان نیاو...

💠اربعینی‌ها....بخش اول💠

سیره عملی شهدااز شهدا چه خبر؟؟کام یابی های دنیا مقدمه فراموش...

رضا عباسی شاعر نهاوندی

شب ها زیر دوش آب سرد رها می کنم بغض زخم هایم را در حالی که ه...

پاکسازی پوست فقط همین😂😂

جاده شمال، بارون و یه دلِ بی‌عجله… 🌧️🌿☕️همین یعنی حالِ خوب!❤...

آدمی رو انتخاب کنید؛که خوب بودن رو بهتون یاد بده،حتی اگه شما...

خیلی دلمو شکستی 💔امیدوارم انگشت کوچیکه پات بخوره به گوشه ی م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط