{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#فرعون_و_مرد_دانا

#فرعون_و_مرد_دانا

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.
روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.

فرعون یک روز از او فرصت گرفت. شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.
فرعون پرسید کیستی؟ ناگهان دید که شیطان وارد شد.
شیطان گفت: خاک بر سر خدایی که نمیداند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد!

بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟
دیدگاه ها (۱)

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.روزی مردی نزد او آمد و در...

#داستانکفرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.روزی مردی نزد او ...

شیطان و فرعون فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.روزی مردی ن...

شیطان و فرعون فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.روزی مردی ن...

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی میکرد.روزی مردی نزد او آمد و در...

فرعون و شیطان فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می‌کرد. روزی مردی...

♦ ️فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می‌کرد. روزی مردی نزد او آمد...

فرعون ادعای خدایی میکرد روزی مردی نزداوآمد ودرحضورهمه خوشه ا...

فرعون پادشاه مصر،ادعای خدایی میکرد.روزی مردی نزد او آمد و در...

@shegeft_angizzعکس فرعوناین عکس از روی مومیایی موجود از فرعو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط