{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نظر یادتون نره...!

نظر یادتون نره...!
اینقدر دوس دارم یه اتاق باشه...گرم گرم،روشن روشن...
با دیوارای سفید وکف سفید...
من باشم توام باشی فقط ما 2تا...تک و تنها...
تو میشینی به دیوار تکیه میدی منم میشینم رو پاهات تو از پشت منو بغل میکنی...
دستاتو دور گردنم حلقه میکنی...
آروم دم گوشم میگی.........
دوست دارم.....
منم یه بوس از لپت میکنم میگم من بیشتر...
بهت میگم توی گوشم قصه میگی؟توام میگی آره نفسم...
بعد آروم شروع میکنی تو گوشم به قصه گفتن و چشماتو میبندی...
دستمو میزارم تو دستات...
همینطور ک داری قصه میگی چشماتم بستی...
از تو جیبم تیغمو در میارم...
آروم میزارم روی رگم...
یه حرکت سریع و یه ضربه عمیق...
خون روی کف سفید اتاق خیلی خوشگل دیده میشه ولی حیف......
حیف چشماتو بستی نمیبینی....
خیلی درد داره ولی لبمو گاز میگیرم ک صدای آخ گفتنمو نشنوی و چشماتو باز نکنی.....
نفسم کم میشه،تنم رو به سردی میره...
تو توی دلت میگی...
آخی عشقم باز خجالت کشید دستاش سرد شد...
چند لحظه بعد حس میکنی دیگه نفس نمیکشم...
چشماتو باز میکنی و میبینی.............................................
الهی فدای چشمات بشم ک وقتی خیس میشه خوشگلترین چشمای دنیا میشه....
عشقم گریه نکن بزار روحم آروم باشه....
من از مرگ میترسیدم...
ولی تو بغل تو هیچ ترسی نداشتم...
پیرهن مشکی خیلی بهت میاد کاش زودتر از اینا برات میمردم....!
→_→←_←
دیدگاه ها (۸۱)

P21دامیان،دامیان اروم سرشو اورد نزدیک انیا که بگه که یه دفعه...

سناریو پسرای اسلایترین

رمان دخت من

سفید و سیاه🤍🖤# قسمت ۲۲: «دیدار دوباره» 🤍🖤**صحنه ۱ - بیرونی: ...

𝒆𝒊𝒈𝒉𝒕𝒉 𝒎𝒆𝒎𝒃𝒆𝒓 𝑷𝒂𝒓𝒕۴۲گه شوگا سریع بوسه ای روی سر خوش بوی دو...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

اینجوری هم نیست که یعدفه فراموشش کنی،مثلا اولش روزی سی بار ب...

دو قطب مخالف💙🧡پارت هفدهم✨️💫# قسمت ۱۷: «فقط تو» 🔥❄️**صحنه ۱ -...

رمان عشق ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط