{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گلایه نکنیم

گلایه نکنیم

یه روز یه اسب پیر افتاد توی چاه

مردم جمع شدن و هر کاری کردند تا بیارنش بیرون، نشد

پس برای اینکه بیشتر زجر نکشه تصمیم گرفتند

چاه رو با خاک پر کنند تا زودتر بمیره

اونا با بیل روش خاک می ریختند

اسب هم خودش رو تکون می داد

خاک ها زیر پاش می ریخت

و کمی خودش رو بالاتر می کشید

تا چاه پر از خاک شد اون هم به راحتی بیرون اومد


دردسرهای زندگی نیومدن تا زنده به گورمون کنند، هر اتفاق واسه اینه که بیشتر صعود کنیم؟

همه توی کائنات دست به دست هم دادن تا ما بالاتر بریم و به آسمون نزدیک تر بشیم

پس از مسائل پیاپی زندگی مون گلایه نکنیم
دیدگاه ها (۱)

اگر روزى خيانت ديدى ، بدان قيمتت بالاست ...اگر روزى تركت كرد...

بله اینطوریاست.......╰(*´︶`*)╯

بخون وچند لحظه فکرکنﺑﺎﻭﺭ ﻓﯿﻠﯽ !!!ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯿﺪ ﻓﯿﻞ ﻫﺎ ﺭﻭ ﭼﻄﻮﺭﯼ ﺭ...

ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﻗﺪ ﻣﺎ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺑﻮﺩ ﯾﺎ ﻗﺪﯾﻤﺎ ﺑﺮﻑ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯿﻮﻣﺪﺩﻝ ﻣﺎ ﺧﻮﺵ ﺑ...

آرت اوسی/سیرک دیجیتالی

پارت ۴۹ رومان _ سناریو _ پارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط