گلایه نکنیم
گلایه نکنیم
یه روز یه اسب پیر افتاد توی چاه
مردم جمع شدن و هر کاری کردند تا بیارنش بیرون، نشد
پس برای اینکه بیشتر زجر نکشه تصمیم گرفتند
چاه رو با خاک پر کنند تا زودتر بمیره
اونا با بیل روش خاک می ریختند
اسب هم خودش رو تکون می داد
خاک ها زیر پاش می ریخت
و کمی خودش رو بالاتر می کشید
تا چاه پر از خاک شد اون هم به راحتی بیرون اومد
دردسرهای زندگی نیومدن تا زنده به گورمون کنند، هر اتفاق واسه اینه که بیشتر صعود کنیم؟
همه توی کائنات دست به دست هم دادن تا ما بالاتر بریم و به آسمون نزدیک تر بشیم
پس از مسائل پیاپی زندگی مون گلایه نکنیم
یه روز یه اسب پیر افتاد توی چاه
مردم جمع شدن و هر کاری کردند تا بیارنش بیرون، نشد
پس برای اینکه بیشتر زجر نکشه تصمیم گرفتند
چاه رو با خاک پر کنند تا زودتر بمیره
اونا با بیل روش خاک می ریختند
اسب هم خودش رو تکون می داد
خاک ها زیر پاش می ریخت
و کمی خودش رو بالاتر می کشید
تا چاه پر از خاک شد اون هم به راحتی بیرون اومد
دردسرهای زندگی نیومدن تا زنده به گورمون کنند، هر اتفاق واسه اینه که بیشتر صعود کنیم؟
همه توی کائنات دست به دست هم دادن تا ما بالاتر بریم و به آسمون نزدیک تر بشیم
پس از مسائل پیاپی زندگی مون گلایه نکنیم
- ۵.۱k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط