{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو

وقتی بچه دار نمیشدی ازت طلاق گرفت بعد چندسال یه بچه بدنیا اوردی ۲ سالشه و میبینتت میخواد برگردی اما تو قبول نمیکنی

نامجون: ات خواهش میکنم برگرد
ات: تو که منو نمیخواستی
نامجون: من اشتباه کردم تو برگرد لطفا این بچه هم تنهاست (بغض)

جین: این بچه ماعه؟
ات: اوهوم(سرد)
جین: ات میشه برگردی بدون تو من هیچم(بغض)
ات: خودت خواسنی جدا بشیم من نمیتونم اجازه بدم بچم با ادمی باشه که ما براش مهم نیستیم(سرد)

یونگی:*فکر کردی این تنهات میزاره؟ جناب مین تا اخر عمرش ولت نمیکنه♡

جیهوپ: ات این بچه ماعه؟
ات: نه
جیهوپ: چی؟(ناراحت)
سوم شخص: عزیزم کجا بودی ایشون رو میشناسی
جیهوپ: نه ببخشید اشتباه شد(گریه)

جیمین: میشه برگردی پیش موچیت؟
بچه: مامان این اقاعه کیه؟
ات: این اقا یه دوست معمولیه(سرد اما با بغض)
جیمین: ات خواهش میکنم(گریه)

تهیونگ:این دختر کوچولوعه منه دختر خوشگل میشه بیای بغلم(گریه)
*بچه رو بغل میکنه
ات: اسمش یوناعه(سرد)
تهیونگ: یونا خانم چندسالته؟
یونا: ۲ سال

جونگکوک: راهی هست که جبران کنم
ات: میشه دیگه نیای پیشم خواهش میکنم (گریه)
جونگکوک: این بچه ماعه نمیتونی تنها بزرگش کنی
ات: دیدی که دو سال بدون تو بزرگش کردم پس برو
جونگکوک: باشه(گریه)
دیدگاه ها (۷)

دوپارتی درخواستی

تک پارتی ( وقتی عصبی بود )( علامت جیهوپ * علامت ات + و کسای ...

سه پارتی از چان: (وقتی که هردوتون...) p2دکتر: آروم باشید لطف...

پارت ۳ × یه چیزی بگو لعنتی ( عربده و گریه ) + فقط یه شرط دار...

و قلبم دوباره تپیدpart: 7 ...

#تکپارتی_کوک*به مناسبت تولدشششش😆*ساعت ها همینجوری میگذشت..ات...

پارت ۹ ببخشید دیر شد

𝓹𝓪𝓻𝓽۵۸پیامک اومد دیدم ریچارده زدم روش عرر برنده شدم از خوشحا...

رمان جونگکوک (چشمان خمار)

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند( فصل ۳)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط