بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
یادداشت قسمت اول :
پسری به ناپدری بد اخلاقش گفت: صد هزار تومان از ده میلیون قرضی که گرفتی و پس ندادی را به من برگردان، لازم دارم؛ ناپدری گفت: چی؟! پنجاه هزار تومان؟! میخواهی با چهل هزار تومان چه کنی؟! سی هزار تومان هم برای تو بس است؛ بگیر این بیست هزار تومان را - سپس ده هزار تومان به پسر داد و برای همان نیز دستور خرید داد!
مثال آزاد شدن داراییهای بلوکه شدۀ ایران به واسطۀ تفاهم با شیطان بزرگ و قاتل امام شهید و سایر شهدای عزی نیز همینگونه است که از سیصد میلیارد دلار شروع شد - ناگهان 26 میلیارد دلار شد پس رئیس تیم مذاکره کننده گفت: ما میتوانیم تا دوازده میلیارد دلار، از هر کجا که خواستیم خرید کنیم و مردم باید خوشحال باشند و افتخار کنند! -سپس سخن از سه هزار میلیار دلار مطرح شد و آن هم برای خرید گندم و کنجاله از امریکا! که برخی رسماً اعلام نمودند و برخی نیز تکذیب کردند!
و بالاخره، ترامپ، پس از مشاهدۀ تشییع با شکوه پیکیر امام شهید، در تهران، قم، نجف و کربلا، و ناامیدی از تبدیل شکست نظامی به پیروزی دیپلماسی، و قطع امید از نتایج مذاکرات و تفاهمات در به تسلیم درآوردن ملت ایران، خودش رسماً پایان تفاهمنامه را اعلام کرد وملّت شریف ایران را یک مُشت آشغال، سرطان و بیعرضه توصیف نمود و تداوم مذاکرات را اتلاف وقت خواند.
ای کاش، رئیس جمهور، رئیس تیم مذاکره کنندۀ، وزرات امور خارجه، شورای عالی امنیّت ملی و سایر مسئولان ذیربط ایرانی، از همان لحظات نخست که امریکا و اسرائیل، اولین بند تفاهمنامه را نقض کردند و سپس امریکا بارها به ایران حمله نظامی کرد و تحریمها و تهدیدها را نیز تشدید نمود، پایان عُمر کوتاه تفاهمنامه را اعلام مینمودند، اما چه کنیم که ... .
اکنون تفاهمنامۀ مقدماتی، پیش از انجام حتی یک بند از آن و پیش ازرسیدن به آغاز مذاکرات برای آتش بس قطعی، نه تنها نقض شد، بلکه به طور کلی ملغی اعلام شد، آن هم از سوی ترامپ؛ نه از سوی آقایان پزشکیان، قالیباف، عراقچی و سایر مسئولان ذیربط! درست مانند برجام که هشت سال مملکت را متوقف کرد و به عقب راند، و در نهایت ترامپ آن را پاره کرد و به سطل آشغال انداخت، و مانند دو دور مذاکره که امریکا طی آن به ایران حمله نظامی کرد!(ادامه دارد...)
یادداشت قسمت اول :
پسری به ناپدری بد اخلاقش گفت: صد هزار تومان از ده میلیون قرضی که گرفتی و پس ندادی را به من برگردان، لازم دارم؛ ناپدری گفت: چی؟! پنجاه هزار تومان؟! میخواهی با چهل هزار تومان چه کنی؟! سی هزار تومان هم برای تو بس است؛ بگیر این بیست هزار تومان را - سپس ده هزار تومان به پسر داد و برای همان نیز دستور خرید داد!
مثال آزاد شدن داراییهای بلوکه شدۀ ایران به واسطۀ تفاهم با شیطان بزرگ و قاتل امام شهید و سایر شهدای عزی نیز همینگونه است که از سیصد میلیارد دلار شروع شد - ناگهان 26 میلیارد دلار شد پس رئیس تیم مذاکره کننده گفت: ما میتوانیم تا دوازده میلیارد دلار، از هر کجا که خواستیم خرید کنیم و مردم باید خوشحال باشند و افتخار کنند! -سپس سخن از سه هزار میلیار دلار مطرح شد و آن هم برای خرید گندم و کنجاله از امریکا! که برخی رسماً اعلام نمودند و برخی نیز تکذیب کردند!
و بالاخره، ترامپ، پس از مشاهدۀ تشییع با شکوه پیکیر امام شهید، در تهران، قم، نجف و کربلا، و ناامیدی از تبدیل شکست نظامی به پیروزی دیپلماسی، و قطع امید از نتایج مذاکرات و تفاهمات در به تسلیم درآوردن ملت ایران، خودش رسماً پایان تفاهمنامه را اعلام کرد وملّت شریف ایران را یک مُشت آشغال، سرطان و بیعرضه توصیف نمود و تداوم مذاکرات را اتلاف وقت خواند.
ای کاش، رئیس جمهور، رئیس تیم مذاکره کنندۀ، وزرات امور خارجه، شورای عالی امنیّت ملی و سایر مسئولان ذیربط ایرانی، از همان لحظات نخست که امریکا و اسرائیل، اولین بند تفاهمنامه را نقض کردند و سپس امریکا بارها به ایران حمله نظامی کرد و تحریمها و تهدیدها را نیز تشدید نمود، پایان عُمر کوتاه تفاهمنامه را اعلام مینمودند، اما چه کنیم که ... .
اکنون تفاهمنامۀ مقدماتی، پیش از انجام حتی یک بند از آن و پیش ازرسیدن به آغاز مذاکرات برای آتش بس قطعی، نه تنها نقض شد، بلکه به طور کلی ملغی اعلام شد، آن هم از سوی ترامپ؛ نه از سوی آقایان پزشکیان، قالیباف، عراقچی و سایر مسئولان ذیربط! درست مانند برجام که هشت سال مملکت را متوقف کرد و به عقب راند، و در نهایت ترامپ آن را پاره کرد و به سطل آشغال انداخت، و مانند دو دور مذاکره که امریکا طی آن به ایران حمله نظامی کرد!(ادامه دارد...)
- ۲۸
- ۱۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط