اربابکیم
ارباب_کیم♣️
#پارت_76
که یکدفعه گوشی تهیونگ زنگ خورد.
ــ آهان باشه باشه الان خودمو میرسونم.
(قطع کرد)
ا/ت من جایی کار برام پیش اومده باید برم فعلا بیا برسونمت خونه.
+نه نمیخواد خودم میرم اینجوری برام بهتره.
ــ باشه هر جور راحتی فعلا خداحافظ.
+خداحافظ.
تهیونگ رفته بود منم آروم کنار ساحل قدم میزدم که احساس کردم کسی پشته سرم رو برگردونم و با همون دختره مواجه شدم.
+اومدی؟
¢اره بیا بشینیم باهات کار دارم.
+خب بگو.
¢باید همین فردا بری برای نجات میا.
+فردا؟
¢اره باید زود تر تا با میا کاری نکردن بری.
+داشت برام توضیح میداد که چیکار کنم سرم رو کمی بالا آوردم و نگاهش کردم بغض کرده بود.
+چرا بغض کردی؟
¢ها من.
فقط یچیزی رفته تو چشام.
خب تموم چیزایی که گفتم رو فهمیدی؟
+آره
دیگه من میرم خداحافظ.
¢ خداحافظ.
+چند قدمی دور شدم که همون دختره گفت.
¢ا/ت
+بله
¢عام هیچی ولش.
+وقتی میخوای یچیزی رو بگی کاملش کن.
¢هیچی فقط خواستم بگم اسم من بورام هست.
+بورام اسمت برام آشناعه.
¢خب دیگه بهتره بری.
+ باشه.
ادامه دارد..................♣️
#پارت_76
که یکدفعه گوشی تهیونگ زنگ خورد.
ــ آهان باشه باشه الان خودمو میرسونم.
(قطع کرد)
ا/ت من جایی کار برام پیش اومده باید برم فعلا بیا برسونمت خونه.
+نه نمیخواد خودم میرم اینجوری برام بهتره.
ــ باشه هر جور راحتی فعلا خداحافظ.
+خداحافظ.
تهیونگ رفته بود منم آروم کنار ساحل قدم میزدم که احساس کردم کسی پشته سرم رو برگردونم و با همون دختره مواجه شدم.
+اومدی؟
¢اره بیا بشینیم باهات کار دارم.
+خب بگو.
¢باید همین فردا بری برای نجات میا.
+فردا؟
¢اره باید زود تر تا با میا کاری نکردن بری.
+داشت برام توضیح میداد که چیکار کنم سرم رو کمی بالا آوردم و نگاهش کردم بغض کرده بود.
+چرا بغض کردی؟
¢ها من.
فقط یچیزی رفته تو چشام.
خب تموم چیزایی که گفتم رو فهمیدی؟
+آره
دیگه من میرم خداحافظ.
¢ خداحافظ.
+چند قدمی دور شدم که همون دختره گفت.
¢ا/ت
+بله
¢عام هیچی ولش.
+وقتی میخوای یچیزی رو بگی کاملش کن.
¢هیچی فقط خواستم بگم اسم من بورام هست.
+بورام اسمت برام آشناعه.
¢خب دیگه بهتره بری.
+ باشه.
ادامه دارد..................♣️
- ۶.۶k
- ۰۳ مهر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط