#ارباب_کیم ♣️

#ارباب_کیم ♣️

#پارت_73

+از فکر درومدم که دیدم تهیونگ زل زده بهم.

ــ ا/ت چرا بغض کردی.

+ها من (سرشو تو سینه تهیونگ فرو برد.)
میترسم دیگه نبینمت.
میترسم نتونیم مثل قبل باشیم.(گریه)

ــ کی گفته نمی‌تونیم مثل قبل باشیم ا/ت هیچ‌کس نمیتونه ما دوتا رو از هم جدا کنه.
یادت میاد روز ازدواجمون بهت چی گفتم؟

+آهوم

ــ الان هم تکرارش میکنم تا موقع مرگم هم قلبم در اختیار تو هست میتونی نابودش کنی یا میتونی باعث تپشش بشی انتخاب با خودته ا/ت.

+سرمو آوردم بالا که تهیونگ روی تخت نشست ولب زد.

ــ بریم صبحونه بخوریم فک کنم جین هیونگ صبحونه درست کرده چون بوش تا اینجا میاد(لبخند)

+باشه بریم.
با تهیونگ رفتیم توی آشپزخونه که جین داشت صبحونه آماده میکرد.

جین:عجب بیدار شدین همه کارای خونه رو انداختین رو دوش من انگار که کلفت این خونم.

ــ ا/ت که بارداره نمیتونه کاری کنه.

جین:خودت چی؟

ــ منم صبح تا........

جین: صبح تا شب رو میزش نشسته و برگه امضا می‌کنه.

ــ باشه حالا صبحونه رو بیار گشنمه.

....
داشتیم صبحونه می‌خوردیم که جین گفت.

جین: رفتار میا دیگه مثل قبل نیست.

+چطور؟

جین:قبلا خیلی گرم و مهربون بود ولی الان نه
احساس میکنم خودش نیست.
یه خالکوبی هم رو گردنش داره ولی اونو قبلا نداشت.

ادامه دارد.................♣️
دیدگاه ها (۱)

True Love③⓪فرداتهیونگتهیونگ: دیشب خوب خوابیدی؟ ا/ت: آره خوب ...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت ششم | «پسری که هیچ‌کس بهش نزدیک نمی...

(دلداده)ا/ت: یه بویی میاد سوا:.......ا/ت: غذاممممممممم بغل ک...

𝕄𝕌𝕊𝕀ℂ🎶𝙿𝙰𝚁𝚃 𝟻| چرا ناراحتی؟صبح روز بعد، حیاط دانشگاه شلوغ‌تر ...

چند پارتی ــــــــــــ♥️ـــــــــــــوقتی پریودی و حالت بدهـ...

«درخواستی»ــــــــــــــــــــــــــــــــهمه چیز برمیگرده ب...

پارت ۳۳ صبح روز بعد، وقتی از خونه بیرون اومدم، تهیونگ هم هم‌...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

فاصله یک لبخند تا جنون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط