{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدتی می شود از حال خودم بی خبرم

مدتی می شود از حال خودم بی خبرم
آنقدر فکر توام غافلم از دور و برم

تا کمی چشم به روی دل خود میبندم
با خیال گره روسری ات در به درم

پیچ و تاب مژه هایت شده بازار سیاه
قرص چشمان تورا از چه کسانی بخرم

داری از دست دلم می روی و پشت سرت
کاسه ای پرشده ازگریه قبل سفرم

تا زمانی که نیایی و به دادم نرسی
بدترین حالت مستاصل اما اگرم

بدترین حالت عاشق شدنم وقتی که
نشود اسم تورا بین غزل ها نبرم

درد اگر درد تو باشد چه خیالیست که من
دلخوش داشتن خوبترین درد سرم

آنقدر سنگ تورا روی سرو سینه زدم
که غم انگیزترین حال محرم صفرم

حالی از عاشق بیچاره تا خورده نپرس
مدتی می شود از حال خودم بی خبرم...


#علی_صفری
دیدگاه ها (۳)

Compensation of his death __ Part 41خدمتکار: خانم دونالد آقا...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❶❷_بخش دوم_از عادت کردن فرار می‌کرد و به فرار کرد...

𝑫𝒂𝒓 𝒐𝒎𝒈𝒉-𝒆 𝒏𝒆𝒈𝒂𝒉-𝒆 𝒕𝒐(در عمق نگاه تو) پارت𝟗...برای باکوگو دی...

چندشش میشد. از خیسی بین پاهاش متنفر بود. نمی‌دونست ماده ی زن...

موضوع: عضو هشتم بیشتر وقتا کابوس میبین و ولی به اعضا نمیگه ...

نام=)سایه مافیا### پارت هفدهم: خون، بوسه و انتقامِ بی‌رحمانه...

P18(عزیزان سلام،بزارین از اول این پارت چند نکته رو بهتون بگم...

داستان زندگی منپارت:22_لونارو آروم سمت خودم کشیدم و شروع کرد...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط