{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک شب برایش تا سحر گلپونه ها خواندم

یک شب برایش تا سحر گلپونه ها خواندم
تنها به لبخندی مرا دیوانه می دانست.

فردای آن شب رفت،فهمیدم که معنای
"من مانده ام تنهای تنها" را نمی دانست

#بهروز_آورزمان
دیدگاه ها (۱۰)

اَهلِ نَماز میشَوَم، جُمله نیاز میشَوَمسوی حِجاز میشَوَم "با...

چه کنم با دل خویش؟آه آه از دل منکه از او نیست بجز خون جگر حا...

من بودم ودل بود و کناری وفراغیاین عشق کجا بودکه ناگه به میان...

درون قهوه ی من حدس فال آسان است همیشه نقش تو در انتهای فنجان...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط