{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
با هر واژه ای که می آفرینند
چندهجا از سکوت دنیا کم می کنند
و گفتنِ اینکه با اینهمه همهمه
چقدر مثل فانوسی در روز روشن
ناگزیر از خاموشی ام،
باشد برای بعد... با هر هجایی که از سکوت دنیا کم می شود
بغضی لال
به تارهای صوتی ام گیر می کند
و گفتنِ اینکه این روزها
با هر نفسی که فرو می رود
چقدر گودال تنهایی ام عمیق تر می شود،
باشد برای بعد... در من سکوتی ست،
که باید به جستجوی گوشی برای شنیدن
باشد...
برای بعد
باشد برای بعد
فشردنِ دستی که آمده ست
بعدِ خواندنِ این شعر
روی نعش صدایم خاک بریزد

#لیلاکردبچه
#کلاغمرگی
دیدگاه ها (۳)

..گفتی می آییو یاد اخبار هواشناسی افتادمکه لذت باران های بی ...

..این شعر را همین حالا بخوانوگرنه بعدها باورت نمی شودهنگام س...

..هیچ‌کس نمی‌داندساعت‌ها خیره شدن به آسمانیکه پشت میله‌های پ...

.نگاهم کرد و کلماتی میان ما معلق بودندکه چشم هایش دست دراز ک...

راز قلدر مدرسهپارت : ۵ روزهای بعد، همه چیز کمی متفاوت شده بو...

هیونجین با دقتِ زیاد داشت روی لبه‌ی بوم کار می‌کرد تک‌تک ضرب...

#دلتنگی همیشه برای آدم‌ها نیست؛ گاهی برای روزهایی است که بی‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط