«ܢܚࡅ߭ߊܝࡅ࡙ࡐ ܢ̣ܠࡐܠߊܭ »
«ܢܚࡅ߭ߊܝࡅ࡙ࡐ ܢ̣ܠࡐܠߊܭ »
موضوع: ساعت ۵ صبح بیدار میشن و میبینن از دیشب نخوابیدی، جلوی تلویزیون نشستی، انیمه میبینی و چیپس میخوری... 🍿📺
ایساگی یوئیچی:
با موهای بههمریخته از اتاق بیرون میاد.
«صبح بخی...»
نگاهش به تلویزیون، بعد به بستهی چیپس و بعد به ساعت میافته.
«...تو کل شب انیمه دیدی؟!»
میگی: «فقط یه قسمت مونده بود...»
«این جمله رو هیچوقت باور نمیکنم!» 😂
---
باچیرا مگورو:
کنارت روی مبل میشینه.
یه چیپس برمیداره.
«پس بدون من شروع کردی؟ خیانت!»
بعد کنترل رو میگیره.
«از قسمت اول دوباره میبینیم!» 🤣
---
ناگی سیشیرو:
یه خمیازه میکشه.
به چیپس نگاه میکنه...
یکی برمیداره و میخوره.
«...بذار قسمت آخر رو با هم ببینیم، بعد میخوابیم.»
پنج دقیقه بعد خودش دوباره خوابش میبره. 😂
---
رئو میکاگه:
دستبهسینه میایسته.
«تا صبح بیدار موندی... برای انیمه؟»
بعد بستهی چیپس رو از دستت میگیره.
«اول صبحونه، بعد خواب!»
---
رین ایتوشی:
چند ثانیه بدون حرف نگاهت میکنه.
«احمق...»
میگی: «فقط آخرش مونده بود.»
«الان خودت شبیه زامبی شدی.»
بعد بیسروصدا پردهها رو میکشه که بری بخوابی.
---
نیکو ایکی:
به بستهی خالی چیپس نگاه میکنه.
بعد به ساعت.
«سه بسته چیپس... دوازده قسمت... صفر ساعت خواب.»
یه لبخند میزنه.
«آمار افتضاحیه.» 😂
---
چیگیری هیوما:
میخنده.
«حداقل ارزشش رو داشت؟»
وقتی با ذوق میگی: «آره!»
فقط سرش رو تکون میده.
«برو بخواب، قهرمان.»
---
شیدو ریوسه:
با هیجان میگه:
«وای! ماراتن انیمه؟ چرا منو بیدار نکردی؟!»
بعد یه مشت چیپس برمیداره.
«قسمت بعدی رو پخش کن!» 🤣
---
اوتویا ایتا:
میخنده.
«من فکر کردم دزد اومده، نگو داشتی انیمه میدیدی!»
بعد یکی از چیپسها رو میخوره.
«دیگه حالا یه قسمت هم من میبینم.»
---
کاراسو تابیتو:
یه نگاه به تلویزیون میکنه.
«پس دلیل اون صدای آروم همین بود.»
بعد با پوزخند میگه:
«فردا که وسط راه خوابت برد، شکایت نکن.»
---
هیوری یُو:
آروم کنارت میشینه.
«خوب بود؟»
وقتی با ذوق شروع میکنی داستان انیمه رو تعریف کردن، با لبخند فقط گوش میده.
---
یوکیمیا کنیو:
با خنده میگه:
«از قیافهت معلومه یه دقیقه هم نخوابیدی.»
بعد یه لیوان آب جلوت میذاره.
«انیمه تموم شد، حالا نوبت خوابه.»
---
کورونا رانزه:
یه چیپس برمیداره.
«...بهمم میدی؟»
بعد آروم کنار دستت میشینه و بدون حرف به تلویزیون خیره میشه.
---
آریو جیوبه:
به موهای بههمریخته و بستههای خالی چیپس نگاه میکنه.
«این صحنه... اصلاً فریبنده نیست.»
بعد با لبخند اضافه میکنه:
«اول برو بخواب، بعد دوباره فریبنده برگرد.» 😂
---
مایکل کایزر:
نگاهش بین تو، تلویزیون و کوه بستههای خالی چیپس میچرخه.
«تمام شب... فقط انیمه دیدی؟»
میگی: «فقط میخواستم یه قسمت ببینم...»
پوزخند میزنه.
«این جمله رو همه میگن.»
بعد یه چیپس از بسته برمیداره و میگه:
«باشه... این قسمت آخر رو با هم ببینیم، ولی بعدش مستقیم میری میخوابی.» 😏«
موضوع: ساعت ۵ صبح بیدار میشن و میبینن از دیشب نخوابیدی، جلوی تلویزیون نشستی، انیمه میبینی و چیپس میخوری... 🍿📺
ایساگی یوئیچی:
با موهای بههمریخته از اتاق بیرون میاد.
«صبح بخی...»
نگاهش به تلویزیون، بعد به بستهی چیپس و بعد به ساعت میافته.
«...تو کل شب انیمه دیدی؟!»
میگی: «فقط یه قسمت مونده بود...»
«این جمله رو هیچوقت باور نمیکنم!» 😂
---
باچیرا مگورو:
کنارت روی مبل میشینه.
یه چیپس برمیداره.
«پس بدون من شروع کردی؟ خیانت!»
بعد کنترل رو میگیره.
«از قسمت اول دوباره میبینیم!» 🤣
---
ناگی سیشیرو:
یه خمیازه میکشه.
به چیپس نگاه میکنه...
یکی برمیداره و میخوره.
«...بذار قسمت آخر رو با هم ببینیم، بعد میخوابیم.»
پنج دقیقه بعد خودش دوباره خوابش میبره. 😂
---
رئو میکاگه:
دستبهسینه میایسته.
«تا صبح بیدار موندی... برای انیمه؟»
بعد بستهی چیپس رو از دستت میگیره.
«اول صبحونه، بعد خواب!»
---
رین ایتوشی:
چند ثانیه بدون حرف نگاهت میکنه.
«احمق...»
میگی: «فقط آخرش مونده بود.»
«الان خودت شبیه زامبی شدی.»
بعد بیسروصدا پردهها رو میکشه که بری بخوابی.
---
نیکو ایکی:
به بستهی خالی چیپس نگاه میکنه.
بعد به ساعت.
«سه بسته چیپس... دوازده قسمت... صفر ساعت خواب.»
یه لبخند میزنه.
«آمار افتضاحیه.» 😂
---
چیگیری هیوما:
میخنده.
«حداقل ارزشش رو داشت؟»
وقتی با ذوق میگی: «آره!»
فقط سرش رو تکون میده.
«برو بخواب، قهرمان.»
---
شیدو ریوسه:
با هیجان میگه:
«وای! ماراتن انیمه؟ چرا منو بیدار نکردی؟!»
بعد یه مشت چیپس برمیداره.
«قسمت بعدی رو پخش کن!» 🤣
---
اوتویا ایتا:
میخنده.
«من فکر کردم دزد اومده، نگو داشتی انیمه میدیدی!»
بعد یکی از چیپسها رو میخوره.
«دیگه حالا یه قسمت هم من میبینم.»
---
کاراسو تابیتو:
یه نگاه به تلویزیون میکنه.
«پس دلیل اون صدای آروم همین بود.»
بعد با پوزخند میگه:
«فردا که وسط راه خوابت برد، شکایت نکن.»
---
هیوری یُو:
آروم کنارت میشینه.
«خوب بود؟»
وقتی با ذوق شروع میکنی داستان انیمه رو تعریف کردن، با لبخند فقط گوش میده.
---
یوکیمیا کنیو:
با خنده میگه:
«از قیافهت معلومه یه دقیقه هم نخوابیدی.»
بعد یه لیوان آب جلوت میذاره.
«انیمه تموم شد، حالا نوبت خوابه.»
---
کورونا رانزه:
یه چیپس برمیداره.
«...بهمم میدی؟»
بعد آروم کنار دستت میشینه و بدون حرف به تلویزیون خیره میشه.
---
آریو جیوبه:
به موهای بههمریخته و بستههای خالی چیپس نگاه میکنه.
«این صحنه... اصلاً فریبنده نیست.»
بعد با لبخند اضافه میکنه:
«اول برو بخواب، بعد دوباره فریبنده برگرد.» 😂
---
مایکل کایزر:
نگاهش بین تو، تلویزیون و کوه بستههای خالی چیپس میچرخه.
«تمام شب... فقط انیمه دیدی؟»
میگی: «فقط میخواستم یه قسمت ببینم...»
پوزخند میزنه.
«این جمله رو همه میگن.»
بعد یه چیپس از بسته برمیداره و میگه:
«باشه... این قسمت آخر رو با هم ببینیم، ولی بعدش مستقیم میری میخوابی.» 😏«
- ۵۵۹
- ۱۳ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط