P
P11
که یهو یه پسر با لباس سیاه اومد جلو خیلی جذاب بود معلوم بود که مثل کوک مافیاست
- سلام مستر کیم (سرد)
؛ سلام مستر جئون ( پوزخند)
؛ نمیخوای این بانوی زیبا رو معرفی کنی؟؟
- دوست دخترمه جئون ا.ت
ا.ت چشاش چهار تا شد
+ هی داری چی میگی؟؟ ( تو گوش کوک)
-به نفعته خوب نقش بازی کنی وگر نه برات بد تموم میشه (تو گوش ا.ت)
؛ اگه پچ پچ هاتون تموم شد بیاین بریم
(توجه تهیونگ رو ؛ میزنم)
ویو ا.ت
همه رفتن دور میز نشستن کوک و ته حرف میزدن و من هم مثل بز نگاه میکرم و هیچی نمیفهمیم (نقش من تو زندگی همیشه ا.ت بوده😂😂)
کوک از سر میز بلند شد و رفت اونور منو تهیونگ
موندیم تهیونگ داشت نزدیکم میشد و منم یه حس ترس داشتم
؛ نیاز نیست بترسی من کاری باهات ندارم (لبخند)
+(لبخند)
؛ خب مثل اینکه شما لیدی جئون هستین ( لبخنده شیطونی😂)
+امم ب..بله
؛(پوزخند)
ویو کوک
رفتم دسشویی و وقتی برگشتم دیدم تهیونگ به ا.ت نزدیک شده و داره بد بهش نگاه میکنه رفتم نزدیک
- مشکلی هست کیم؟؟
؛ نه فقط خواستم ببینم چجور عروسکی داری (تمسخر)
- اگه تموم شد مابریم ( عصبانییییی)
ویو راوی کوک دست ا.ت رو گرفت و بلندش کرد و میبردش سمت ماشین در ماشین رو باز کرد و ا.ت رو نشوند تو ماشین خودشم نشست
- اون بهت چیگفت؟
+ هی..هیچی
- لیدی چرا ترسیدی من که کاریت ندارم (خنده)
پرش زمانی به درون خونه وقتی لباساشون و عوض کردن شامشونم خوردن😂😂😂
ویو ا.ت
بعد شام رفتم تو اتاقم که یکم با گوشیم ور برم و فیلم جدیدی که دانلود کردم رو ببینم (ده نکست پرنس رو میگه هااا😂😂)
کوک هم رفت تو اتاق کارش داشتم فیلمم رو میدیدم که یهو
چیه دنبال ادامه ای برو بابا تا پارت بعدد😂😂😂
بچه بازم خیلی عذر میخوام بابت اینکه چند مدت نذاشتم اگه هم چرت شد ببخشید قول میدم جبران کنم🫧🩵🌊
که یهو یه پسر با لباس سیاه اومد جلو خیلی جذاب بود معلوم بود که مثل کوک مافیاست
- سلام مستر کیم (سرد)
؛ سلام مستر جئون ( پوزخند)
؛ نمیخوای این بانوی زیبا رو معرفی کنی؟؟
- دوست دخترمه جئون ا.ت
ا.ت چشاش چهار تا شد
+ هی داری چی میگی؟؟ ( تو گوش کوک)
-به نفعته خوب نقش بازی کنی وگر نه برات بد تموم میشه (تو گوش ا.ت)
؛ اگه پچ پچ هاتون تموم شد بیاین بریم
(توجه تهیونگ رو ؛ میزنم)
ویو ا.ت
همه رفتن دور میز نشستن کوک و ته حرف میزدن و من هم مثل بز نگاه میکرم و هیچی نمیفهمیم (نقش من تو زندگی همیشه ا.ت بوده😂😂)
کوک از سر میز بلند شد و رفت اونور منو تهیونگ
موندیم تهیونگ داشت نزدیکم میشد و منم یه حس ترس داشتم
؛ نیاز نیست بترسی من کاری باهات ندارم (لبخند)
+(لبخند)
؛ خب مثل اینکه شما لیدی جئون هستین ( لبخنده شیطونی😂)
+امم ب..بله
؛(پوزخند)
ویو کوک
رفتم دسشویی و وقتی برگشتم دیدم تهیونگ به ا.ت نزدیک شده و داره بد بهش نگاه میکنه رفتم نزدیک
- مشکلی هست کیم؟؟
؛ نه فقط خواستم ببینم چجور عروسکی داری (تمسخر)
- اگه تموم شد مابریم ( عصبانییییی)
ویو راوی کوک دست ا.ت رو گرفت و بلندش کرد و میبردش سمت ماشین در ماشین رو باز کرد و ا.ت رو نشوند تو ماشین خودشم نشست
- اون بهت چیگفت؟
+ هی..هیچی
- لیدی چرا ترسیدی من که کاریت ندارم (خنده)
پرش زمانی به درون خونه وقتی لباساشون و عوض کردن شامشونم خوردن😂😂😂
ویو ا.ت
بعد شام رفتم تو اتاقم که یکم با گوشیم ور برم و فیلم جدیدی که دانلود کردم رو ببینم (ده نکست پرنس رو میگه هااا😂😂)
کوک هم رفت تو اتاق کارش داشتم فیلمم رو میدیدم که یهو
چیه دنبال ادامه ای برو بابا تا پارت بعدد😂😂😂
بچه بازم خیلی عذر میخوام بابت اینکه چند مدت نذاشتم اگه هم چرت شد ببخشید قول میدم جبران کنم🫧🩵🌊
- ۱.۶k
- ۰۳ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط