{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهم گفتچشم بذارتا برم قایم بشم

بهم گفت:چشم بذارتا برم قایم بشم....

منم چشم گذاشتم....

خواستم ازلای انگشتام ببینم کجاقایم میشه...

دیدم بایه غریبه داره راه میره...!

به روی خودم نیاوردم و گفتم:بیااااااااام؟؟؟

گفت تو کجا؟؟؟
دیدگاه ها (۷)

امام علی همت مدرس چمران ...مردانِ بزرگی اند ولی هیچکدام ما ر...

بازگشته امبا کوله باری از شعر های ناگفته....تنها اینجامکان ا...

با امروزسالهاست که رفته ایباورِ من راهمراه با لباس هایتدر چم...

این روزها ، تلخمدست برداشته ام از توجهِ بی وقفه به حضور آدم ...

فیک رویای مرگ

کی گوشیش روبا خودش میبره حمام

رمان~Goddess ~پارت ۱۰

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط