{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
گوشه ی باران را ورق می زنم
به ابر می رسم
گوشه ی ابر را ورق می زنم
به دریا می رسم
گوشه ی دریا می ایستم
جیبم را از سنگریزه پر می کنم
و منتظر  ابر می مانم
اینبار
نباید گوشه ی هیچ منظره ای را خیس کند!
چشمم را می بندم
به دیوار دیروز تکیه می دهم
و چترم را پایین تر می گیرم
شرط می بندم
اینبار
تق تق هیچ کفشی توجه م‌را جلب نخواهد کرد
و به تمام سایه های معطر بی اعتنا خواهم بود
زنی
با پای برهنه نزدیک می شود
لبخند می زند
و می پرسد
چگونه می توان گوشه ی سرگذشت را ورق زد؟
دیدگاه ها (۱)

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟕آخر هفته بالاخره رسید.الین جلو...

گوشه‌ی باران را ورق می زنمبه ابر می رسمگوشه‌ی ابر را ورق می ...

گوشه ی باران را ورق می زنمبه ابر می رسمگوشه ی ابر را ورق می ...

گوشه ی باران را ورق می زنمبه ابر می رسمگوشه ی ابر را ورق می ...

🌱🍒گوشه ی باران را ورق می زنمبه ابر می رسمگوشه ی ابر را ورق م...

‍ ‍ بعضی روزها شبیه هیچ روز دیگری نیستحال عجیبی داریدرست...

پشت چراغ قرمز ایستاده‌ایم، می‌پرسد #رای می دهی؟ می‌گویم: من ...

p5" گرمای دستش که رفت، یه لحظه فقط همون حسِ نبودنش رو فهمیدم...

نام رمان : رسپینانام نویسنده: زهرا تیموریژانر: عاشقانه_ اجتم...

ᴘᴀʀᴛ27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط