{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نباشی می کنم خود را همین امشب رها از شهر

نباشی می کنم خود را همین امشب رها از شهر

به دل دارم هزاران سوز نیشِ صد جفا از شهر

بلاتکلیف و گیجم چون دگرباشان ایرانی

که می ترسند از صد حرف پوچ و بی بها از شهر

شبیهِ درد یک دختر بکارت رفته از دستی

فراری می شوم تا باز هم باشم رها از شهر

تو کاری با دلم کردی که در خوابم نمی دیدم

ندارم آبرویی می روم من بی هوا از شهر

دهانم از همان دستی پر از خون شد که با عشوه

به دورِ گردنم انداختی بی اعتنا از شهر

سرگشته
دیدگاه ها (۱)

قلب بی تابم به دور از چشم تو شاداب نیستافتخار دیدنت یک شب کم...

بی هوا هم رفت با رفتن توانم را گرفت"عشق جانسوزی که جانم داد ...

نباشی می کنم خود را همین امشب رها از شهربه دل دارم هزاران سو...

نباشی می کنم خود را همین امشب رها از شهربه دل دارم هزاران سو...

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

«دکترینِ حَد؛ عملیاتِ بهرام محمدی علیه مافیا و مسئولانِ فاسد...

نظام ارزی؛ ابزار مکش ثروت یا موتور توسعه؟وقتی نظام ارزی از ک...

نظام ارزی؛ ابزار مکش ثروت یا موتور توسعه؟وقتی نظام ارزی از ک...

سهم ملت؛ از «ارابه‌های مرگ» تا «جیب کارتل‌ها»حقیقت عریان این...

سهم ملت؛ از «ارابه‌های مرگ» تا «جیب کارتل‌ها»حقیقت عریان این...

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط