{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقصیر تو شد شعرم اگر مساله­ساز است

تقصیر تو شد شعرم اگر مساله­ساز است
زیبایی تو بیش­تر از حدّ مجاز است
هرچند که پوشیده غزل گفته­ام از تو
گفتند به اصلاحیۀ تازه نیاز است
گفتند و ندیدند که آتش نفسم من
حتّی هوس بوسۀ تو روح­گداز است
تو آمدی و پلک کسی بسته نمی شد
آن دکمۀ لامذهب تو باز که باز است
مغرورتر از قویی در حوضچۀ پارک
که دور و برش همهمۀ یک گله غاز است
گیسوت بلند است و گره دارد بسیار
جذابیت قصه­ات از چند لحاظ است
از زلف تو یک تار به رقص آمده در باد
چابک­تر از انگشت زنی چنگ نواز است
عشق تو تصاویر بهارانۀ چالوس
پردلهره مانند زمستان هراز است
چون سمفونی نابغه­ای یک­سره در اوج
وقتی که نشیب است؛ زمانی که فراز است
ای کاش که هر روز بیایی و بگویم:
می خواهم عاشق بشوم باز؛ اجازه است؟



ارش شفاعی
دیدگاه ها (۴)

بازوان من به بالشت ات حسادت میکندپنجه ام از شانه ی مویت شکای...

چه کسی روی ِلبان ِتو شکر ریخته است؟قهوه ی ِچشم ِتو را باز قج...

روزگـــــــار لامروت سخت خــوارم کرده استبی تو ای گل! ه...

...گفتم ای عشق بیا تا که بسازی ما رایا نه٬ ویرانه کنی ساخته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط