{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

هنوز شوق تو بارانی از غزل دارد

نسیم یک سبد آیینه در بغل دارد

 

خوشا به حال خیالی که در حرم مانده

و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

 

به یاد چایی شیرین کربلایی ها

لبم حلاوت "احلی من العسل" دارد

 

چه ساختار قشنگی شکسته است خدا

درون قالب شش گوشه یک غزل دارد

 

بگو چه شد که من اینقدر دوستت دارم؟

بگو محبت ما ریشه در ازل دارد

 

غلامتان به من آموخت در میانه ی خون

که روسیاهی ما نیز راه حل دارد

 


#محرم
دیدگاه ها (۱)

وایِ من خیمه ها به غارت رفتگیسویی رویِ نی پریشان ماند وسط چن...

نام ما را ننویسید، بخوانید فقطسر این سفره گدا را بنشانید فقط...

سبز دنیایی ِ ما ، سبز ردایت نشودغزل آنگونه که باشد به سزایت ...

لشگریان خیره سر،چند نفربه یک نفر؟ فاطمه گشته خون جگر،چند نفر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط