{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سبز دنیایی ِ ما ، سبز ردایت نشود

سبز دنیایی ِ ما ، سبز ردایت نشود

غزل آنگونه که باشد به سزایت نشود

 

کاش این مرتبه در عرصه هل من ناصر

پرده ها مانع تشخیص صدایت نشود

 

ریزه خوار کرَمَت حاتم طایی ست ؛ حسیـــن

آدمی هست بخواهد که گدایت نشود؟

 

بأبی أنت و اُمی که وظیفه ست ... چرا؟

همه ی ایل و تبارم به فدایت نشود؟

 

فصل بیماری عشق ست ، کسی ممکن نیست

مستعد باشد ؛ این عشق سِرایت نشود

 

#محرم
دیدگاه ها (۱)

هنوز شوق تو بارانی از غزل داردنسیم یک سبد آیینه در بغل دارد ...

وایِ من خیمه ها به غارت رفتگیسویی رویِ نی پریشان ماند وسط چن...

لشگریان خیره سر،چند نفربه یک نفر؟ فاطمه گشته خون جگر،چند نفر...

زخمی عمیق بر تنِ تقدیر خورده استگویا به روزهای نفس گیر خورده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط