{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اختلالی از نوع عشق پارت سوم

اختلالی از نوع عشق پارت سوم
لینو: ولم کن باشه باشه دارم میام خودم میتونم بیام نیاز نیست بکشیم اینجوری
لورانی: مطمعنی ؟ دو دیقه پیش سر جات خشکت زده بود زل زده بودی به ساختمون
لینو:آره! وقتی میگم میتونم یعنی میتونم!
لورانی: باشه بابا وحشی نشو حالا
لینو: وحشی خودتی
لورانی: داریم می‌بینیم کیه، کاملا مشخصه
لینو دویید دنبال لورانی و کلی دور حیاط تيمارستان دوییدن، ولی یهویی صدای سوت بدی از توی بلندگو برای تيمارستانی ها پخش شد که واقعا صداش لورانی و لینو رو اذیت کرد، بعد از قطع شدن صدا یه پسر شروع کرد به آواز خوندن و چرت و پرت گفتن، بعد یکی از پرستار ها بلند داد زد و گفت آقای هان جیسونگ! هان خنده دیوونه واری کرد، بعد صدای پرت شدن میکروفون اومد بعد هان خیلی یهویی شخصیتش عوضش شد و شروع کرد به عذر خواهی، لینو خندش گرفته بود و این اتفاق ها و رفتار هان از تو بلندگو برای لینو کیوت به نظر اومد
لورانی: دیر شد بریم تو دیگه
لینو: باشه
اونا رفتن جلوی در و با نگهبان صحبت کردن و گفتن که برای چی اینجا هستن و رفتن داخل کلی دیوونه اونجا داشتن سر و صدا میکردن و لینو داشت دیوونه میشد..
#اختلالی_از_نوع_عشق
دیدگاه ها (۰)

اختلالی از نوع عشق پارت چهارمکم کم رفتن و نزدیک برادر لورانی...

اختلالی از نوع عشق پارت پنجموقتی صندوق عقب ماشین رو باز کرد،...

اختلالی از نوع عشق پارت دوملورانی: میتونم عصبانیت رو توی چهر...

اختلالی از نوع عشق پارت اوللینو: آره خب، درسته، من میتونم ذه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط