اختلالی از نوع عشق پارت دوم

اختلالی از نوع عشق پارت دوم
لورانی: میتونم عصبانیت رو توی چهره لینو ببینم، کم کم منم دارم ازش میترسم میدونم از جاهای شلوغ بدش میاد، ولی نمیتونستم برادرم رو همینجوری اونجا تنها بزارم و تنها کسیه میتونست کمکم کنه لینو بود
لینو: اوففف ( نفس عمیق بکش استرس نداشته باش ) نمیدونم الان چه حسی دارم هم عصبانیم هم، میترسم آخه خب اونا دیوونه آن دیوونه!
سکوت خاصی بین اون دوتا حاکم شده بود و تا موقعی که برسن سکوت کرده بودن.. بعد سه ساعت تازه رسیدن حالا میپرسین چرا سه ساعت ؟
لینو: لورانی چرا بهم نگفتی که خارج از شهره ؟
لورانی: خب آخه اونجوری قطعا قبول نمیکردی این همه راه رو بیای و فکر میکردم شاید عصبی شی
لینو: اتفاقا الان که نگفتی بیشتر عصبیم کردی میدونی ؟
لورانی: ببخشید
لینو: نیاز نیست بگی ببخشید
لورانی: یه جوری حرف میزنی که انگار اگه نگم ببخشید از وسط نصفم میکنی، مجبوری اینجوری حرف بزنی ؟؟
لینو: حالا..
لورانی: حالا نداره، بپیچ راست
لینو بیچید راست و تيمارستان رادونی رو دیدن، لینو به طرز عجیبی استرس گرفته بود که یهو لورانی یقش رو گرفت و کشیدش سمت تيمارستان تا کم کم برن تو..
#اختلالی_از_نوع_عشق
دیدگاه ها (۰)

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁸⁸رو کرد سمت یونگی و گلوشو صاف کر...

پارت پنج

کی منظره پارت مست شدن هان بود!!!

چند پارتی یونگی

سناریو ساکورا هاروکابسم الله الرحمن الرحیم این داستان: آموزش...

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part³[ساعت ۳:۰۰ ظهر]*بچه های وسایلش...

پارت ۲۶

𝙿𝚊𝚛𝚝𝟹سه ماه بعد...همه چیز خیلی عادی پیش میرفت.کلاس زبان تموم...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

مافیای من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط