امیدوارم اون کثافط این ببینه
امیدوارم اون کثافط این ببینه
آقای محمدرضا میدونی دلارام چقدر دوست داشت؟؟؟؟
به خاطر تو رفت به مامانش گفت چقدر دوست داره،این کاری نیست که هر دختری کنه
هر شب به خاطر تو لعنتی گریه میکرد
همه بهش گفتن دوست نداره ولی چون بهت اعتماد داشت حرفاشون جدی نگرفت
میدونی چقدر تو درساش افت کرد،کسی که همیشه نمرش بیست بود این چند وقت میشد سیزده،دوازده
به خاطر تو خیلی از دوستاش از دست داد
وقتی که تو نبودی میومد پیش من حرفایی که بهش زدیو میخوند،همزمان که گریه میکرد میخندید و میگفت برمیگرده:(
یک ماه منتظرت موند،بعدش که اومدی ازت پرسید هنوز دوسش داری گفتی نمیدونم،میدونی اون لحظه چقدر قلبش شکست
دلارام دختری بود که همیشه میخندید شاد بود ولی این روزا همیشه تو تختش بود و گریه میکرد:(
و حالا خودکشی کرده،چند روز پیش میخواست خودش بکشه ولی مامانش فهمید جلوش گرفت،ولی این بار کار خودش کرد
هر روز زنگ میزد، برام این اتفاقا برام تعریف میکرد:(
الان به خاطر تو تو بیمارستانه:(
براتون یه چیزایی نوشته قبل از این کار،اگه تونستم براتون میزارم
آقای محمدرضا میدونی دلارام چقدر دوست داشت؟؟؟؟
به خاطر تو رفت به مامانش گفت چقدر دوست داره،این کاری نیست که هر دختری کنه
هر شب به خاطر تو لعنتی گریه میکرد
همه بهش گفتن دوست نداره ولی چون بهت اعتماد داشت حرفاشون جدی نگرفت
میدونی چقدر تو درساش افت کرد،کسی که همیشه نمرش بیست بود این چند وقت میشد سیزده،دوازده
به خاطر تو خیلی از دوستاش از دست داد
وقتی که تو نبودی میومد پیش من حرفایی که بهش زدیو میخوند،همزمان که گریه میکرد میخندید و میگفت برمیگرده:(
یک ماه منتظرت موند،بعدش که اومدی ازت پرسید هنوز دوسش داری گفتی نمیدونم،میدونی اون لحظه چقدر قلبش شکست
دلارام دختری بود که همیشه میخندید شاد بود ولی این روزا همیشه تو تختش بود و گریه میکرد:(
و حالا خودکشی کرده،چند روز پیش میخواست خودش بکشه ولی مامانش فهمید جلوش گرفت،ولی این بار کار خودش کرد
هر روز زنگ میزد، برام این اتفاقا برام تعریف میکرد:(
الان به خاطر تو تو بیمارستانه:(
براتون یه چیزایی نوشته قبل از این کار،اگه تونستم براتون میزارم
- ۵.۹k
- ۲۹ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱۲۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط