{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی

من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن به از آن که ببندی و نپایی

دوستان عیب کنندم که چرا دل به تو دادم
باید اول به تو گفتن که چنین خوب چرایی

ای که گقتی مرو اندر پی خوبان زمانه
ماکجاییم در این بحر تفکر تو کجایی

عشق و درویشی و انگشت نمایی و ملامت
همه سهل است تحمل نکنم بار جدایی

گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی

خلق گویند برو دل به هوای دگری ده
نکنم خاصه
ایام اتابک دو هوایی
دیدگاه ها (۳)

تو مثل هیچکس نیستیمهربانیت مردانه استقهرت مردانه است حتی مرد...

هنوز که هنوز است !!! ♥ همان جای قبلی ; همان قسمت دست نخورده ...

تصمیـــم داشتـم کـه تو را یک غـزل کنموقتش رسیده است به قولم ...

من به آئینه حسادت کردم !به همان یک نگه خسته تو و به اوکه تو ...

سلام صبح زیبا تون بخیر من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط