{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت

عمر آن بود که در صحبت دلدار گذشت
حیف و صد حیف که آن دولت بیدار گذشت
آفتابی زد و ویرانه ی دل روشن کرد
لیک افسوس که زود از سر دیوار گذشت
خیره شد چشم دل از جلوه ی مستانه ی او
تا زدم چشم به هم مهلت دیدار گذشت...
دیدگاه ها (۱)

به لب های ساده ات بیامــــوز...لب های وحشی هر هرزه ایلایق بو...

دﻭﺳـﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺣـﺮﻑ ﻧﯿـﺴـﺖ ..ﺑﻪ ﻭﻗﺘـﯿﻪ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺕ ﻣﯿﺬﺍﺭﻩ ..ﺑﻪ ﺍ...

خوب بودن زیاد سخت نیست …کافیست مهربانی کنی …زبانت که نیش ندا...

ﺍﯼ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺧﻨﺪﻩ ﻣﻬﺘﺎﺏ ﻫﺎﺑﺮ ﭘﺮﻧﺪ ِ ﺭﻧﮓ ﺭﻧﮓ ِ ﺧﻮﺍﺏ ﻫﺎﺍﯼ ﺻﻔﺎﯼ ﺟﺎﻭ...

بوسه مرگ "پارت ۳۰"ویو صبحگرمای ملایم نور خورشید روی صورتم اف...

باد سردی وزید. از سمت جنگل سایه، صدایی شبیه نجواهای دوردست ب...

#کپی_ممنوع ⛔ هنوز فرصت نکرده‌ام زندگی کنم؛ تمام سهم من از هس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط