یه روز دوتا رفیق بودن که هر دو عاشق یه دختر میشن.دختر میگ
یه روز دوتا رفیق بودن که هر دو عاشق یه دختر میشن.دختر میگه من دوتا جام مشروب برای شما میارم تو یکیش زهر ریختم ، هرکس زنده بمونه اون با من ازدواج میکنه ، رفیق اولی میخوره میگه به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه ، رفیق دومی میخوره میگه به سلامتی این که من بمیرم و رفیقم به عشقش برسه ، بعد دختره یه پیک میخوره میگه ذهر تو این بود میخورم به سلامتی این که رفاقت این دو تا رفیق به هم نخوره !!!
- ۸.۹k
- ۱۱ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط