{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازی درخون

بازی درخون 🍷🗡
پارت هشتاد سه🍷🗡



دستشو گرفتم

با ترس گفتم
+میخوای چیکار کنی ؟

نیشخند زد
_تا یکم پیش که خوب داشتی حرف میزدی دوست داشتنی..

قلبم تند تند میزد
انگار چیزی یادش افتاده باشه دوباره گوشیشو گرفت
+بله اقا؟

لب زد
_مرد نباشن، تموم نگهبانارو اخراج کنید.

+با توام کوروش میخوای چیکار کنی؟

جواب بهم نداد
خیره نگاهم کرد که با نگرانی دوباره گفتم
+کوروش؟

نیشخند زد
_میدونستی به غیر از تو هرکس دیگه ای اینطوری صدام میداد جون میداد؟

شوکه شدم
انتظار همه چی رو داشتم جز این

لب زدم
+چی میگی ، من مطمعنم آنقدر بی رحم نیستی، عوضی هستی ولی بی رحم نه!

سرشو کج کرد و کنار گوشم بم و پر احساس گفت
_بی رحم بودنمو ندیدی!

با لحنی گفت که ترسیدم
ترسیدم از روزی که همه چیز برعکس دربیاد و اون بسه بی‌رحم
دیدگاه ها (۰)

بازی درخون 🍷🗡پارت هشتاد چهار🍷🗡به زور  دست و دهنمو بستن کوروش...

بازی درخون 🍷🗡پارت هشتاد پنج🍷🗡با بغض صداش زدم +کوروشدندوناش و...

بازی درخون 🍷🗡پارت هشتاد دو🍷🗡باید ناز میکردم.مگه تصمیمم همین ...

بازی درخون 🍷🗡پارت هشتاد یک🍷🗡دستشو گرفتم با ترس گفتم +میخوای ...

~~~{عشق ممنوعه}~~~~~~*part ¹²*. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط