بازی درخون
بازی درخون 🍷🗡
پارت هشتاد یک🍷🗡
دستشو گرفتم
با ترس گفتم
+میخوای چیکار کنی ؟
نیشخند زد
_تا یکم پیش که خوب داشتی حرف میزدی دوست داشتنی..
قلبم تند تند میزد
انگار چیزی یادش افتاده باشه دوباره گوشیشو گرفت
+بله اقا؟
لب زد
_مرد نباشن، تموم نگهبانارو اخراج کنید.
+با توام کوروش میخوای چیکار کنی؟
جواب بهم نداد
خیره نگاهم کرد که با نگرانی دوباره گفتم
+کوروش؟
نیشخند زد
_میدونستی به غیر از تو هرکس دیگه ای اینطوری صدام میداد جون میداد؟
شوکه شدم
انتظار همه چی رو داشتم جز این
لب زدم
+چی میگی ، من مطمعنم آنقدر بی رحم نیستی، عوضی هستی ولی بی رحم نه!
سرشو کج کرد و کنار گوشم بم و پر احساس گفت
_بی رحم بودنمو ندیدی!
با لحنی گفت که ترسیدم
ترسیدم از روزی که همه چیز برعکس دربیاد و اون بسه بیرحم
پارت هشتاد یک🍷🗡
دستشو گرفتم
با ترس گفتم
+میخوای چیکار کنی ؟
نیشخند زد
_تا یکم پیش که خوب داشتی حرف میزدی دوست داشتنی..
قلبم تند تند میزد
انگار چیزی یادش افتاده باشه دوباره گوشیشو گرفت
+بله اقا؟
لب زد
_مرد نباشن، تموم نگهبانارو اخراج کنید.
+با توام کوروش میخوای چیکار کنی؟
جواب بهم نداد
خیره نگاهم کرد که با نگرانی دوباره گفتم
+کوروش؟
نیشخند زد
_میدونستی به غیر از تو هرکس دیگه ای اینطوری صدام میداد جون میداد؟
شوکه شدم
انتظار همه چی رو داشتم جز این
لب زدم
+چی میگی ، من مطمعنم آنقدر بی رحم نیستی، عوضی هستی ولی بی رحم نه!
سرشو کج کرد و کنار گوشم بم و پر احساس گفت
_بی رحم بودنمو ندیدی!
با لحنی گفت که ترسیدم
ترسیدم از روزی که همه چیز برعکس دربیاد و اون بسه بیرحم
- ۱.۲k
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط