{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نه... حالا دیدی تنهام

نه... حالا دیدی تنهام
گذاشت رفت
تو میدونی که
بی تو نمیتونم
پس نگو باید تنها بمونم
نه به خدا دیگه نمیتونم
دیدی اونم دلمو شکست
به روم در رو بست
به غریبه داد دستاش
اون میخواست که
من بیفتم به زانوش
گفتم بهش دوستت دارم
تو خواب و مرگ و بیداری
فدای یه تار موهات
که تو منو دوست نداری
اون ندید اشکای منو
یه بار بهم نگفت نرو
به قلبی که داره ترک
میگفت برو خوب به درک
گفتم گلم بمون نرو
نرو به روم نبند در رو
اما نه اون غرور سرش میشد
نه اعتماد نه التماس
حیف عاشق کسی شدم
که عاشق غریبه هاست
اون میخواست که
من بیفتم به زانوش
برو نفرین نمیکنم من
خاطر خواهیت دروغ بود حتما
تو خلوتم با گریه هام
چه قدر سرت شلوغ بود تا من
عشقمو بهت نشون دادم
طبق یه قانون از چشمات
مثل یه قطره افتادم
یادته گفتی سهممون
از زندگی جدا جداست
حرف تو رو چشم منه
اما اونم دست خداست
ولی بدون پشت سرتهنوزم دستام به دعاست
دیدگاه ها (۸)

نه... حالا دیدی تنهام گذاشت رفت تو میدونی که بی تو نمیتونم...

در عکس چشمان تو خواب های من پیداست در شبیه پوست من شب ها ...

نمی دانم چه کردی با دل من که این دل بی قرار بی قرار است نم...

حرف سرخی است رفتن که با ماندن سبز با بوسه آبی و با تـــــ...

رومان عشق مافیا پارت 17از زبان ا/تشب شده به ساعتی که توی دست...

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

روباه کوچولوی من پارت چهار 🫢꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚꒷︶꒷꒥꒷‧₊˚>> داخل اتاق @وی...

رمان دخت من

عاشقانه های شبنم

یونگی ویومامان ا/ت که رفت بیرون با صورت خیلی کیوت می خندید و...

حکایت آسایشگاه در خیابون یه مرد میانسالی جلومو گرفت , گفتآقا...

P¹⁴The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

پارت ۲

P²⁹The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط