Good Girl
Good Girl
part 10
ویو میکاسا
کل اون روز رو عادی گذروندم
تا شب حدود ساعت یک نصفه شب بود
و بالاخره از اینستا دل کندم بلند شدم که یه دوش بگیرم
حدود بیست مین بعد اومدم بیرون
با یه حوله که از سی.نه ها تا رون پام رو گرفته بود اومدم بیرون
توی اتاق بودم که یهو دستی اول روی دهنم بعد دور کمرم حلقه شد که باعث شد بهش بچسبم
آروم در گوشم لب زد
—با این میخاستی بری کجا کوچولو؟
این صدا خیلی برام آشنا بود به قدری آشنا بود که ذهنم نمیدونست اون کیه نمیتونستم حدس بزنم
بوی عطرش چقدر آشناست حس گرمیه دستاش برام آشناست
اون .... اون ..... تهیونگه
بعد از مدتی تهیونگ آروم آروم دستش رو از جلو دهنم برداشت
+ ته....تهیونگ ..... تویی؟
— کی اجازه داره جز من بغلت کنه ؟
نکنه سونگ
+ بس کن میدونی ازش خوشم نمیاد
— باشه باشه
حالت بهتره؟
+ اره
—چمدونات رو جمع کن وقت نداریم
+برا چی چمدون؟
— توی راه برات تعریف میکنم
فقط در همین حد که میخای با من زندگی کنی یا سونگ؟
+ با تو
— پس سریع باش
+ برو بیرون تا لباس بپوشمممم
— کجا برم برم بیرون میبیننمم
عوض کن همینجا
+ میرم داخل حموم
— هر کاری میکنی سریع باش
+ باش
یه لباس ساحلی بلند برداشتم چون هوا گرم بود
و من لباس تابستونه نداشتم تنها گزینم الان این بود
یه ساحلی رنگ سفید و زرد روشن
با یه دمپایی رنگ زرد اومدم بیرون
— سریع چمدونات رو جم.....
چقدر خوشگل شدی
+ البته
— ولی درستش اینه که خوشگل بودی خوشگل تر شدی
+ ممنونم
— میخای کمکت کنم چمدونات رو جمع کنی
+ اگه مشکلی نداری
— کجا گذاشتی
+ داخل کمد هست سه تا چمدون بزرگ هست بیرون بیار
— باشه
+ لباس ها رو همش رو بریز داخل چمدون ها تا من آماده بشم
— باشه
ویو ته
امشب باید میکاسا رو میدیدم کلید خونه رو داشتم میخاستم در رو باز کنم که دیدم در بالکن اتاقش باز هست
پس از اونجا رفتم بالا
با چیزی که دیدم خشکم زد
بدنش مثل همیشه بینقص بود
سفید مثل برق براق مثل برق توی چشماش
سریع رفتم داخل
داشت میرفت سمت در که بره بیرون
اول دستم رو گذاشتم جلو دهنش تا صدا نده
بعد دستم رو دور کمرش حلقه کردم
عطر تنش
خیلی دلم براش تنگ شده بود مثل همیشه بدنش گرمه
گرمه ....گرمه بغلش گرمه
سرم رو توی گردنش فرو کردم لب زدم
با این کجا میخای بری کوچولو؟
وتماممممم
part 10
ویو میکاسا
کل اون روز رو عادی گذروندم
تا شب حدود ساعت یک نصفه شب بود
و بالاخره از اینستا دل کندم بلند شدم که یه دوش بگیرم
حدود بیست مین بعد اومدم بیرون
با یه حوله که از سی.نه ها تا رون پام رو گرفته بود اومدم بیرون
توی اتاق بودم که یهو دستی اول روی دهنم بعد دور کمرم حلقه شد که باعث شد بهش بچسبم
آروم در گوشم لب زد
—با این میخاستی بری کجا کوچولو؟
این صدا خیلی برام آشنا بود به قدری آشنا بود که ذهنم نمیدونست اون کیه نمیتونستم حدس بزنم
بوی عطرش چقدر آشناست حس گرمیه دستاش برام آشناست
اون .... اون ..... تهیونگه
بعد از مدتی تهیونگ آروم آروم دستش رو از جلو دهنم برداشت
+ ته....تهیونگ ..... تویی؟
— کی اجازه داره جز من بغلت کنه ؟
نکنه سونگ
+ بس کن میدونی ازش خوشم نمیاد
— باشه باشه
حالت بهتره؟
+ اره
—چمدونات رو جمع کن وقت نداریم
+برا چی چمدون؟
— توی راه برات تعریف میکنم
فقط در همین حد که میخای با من زندگی کنی یا سونگ؟
+ با تو
— پس سریع باش
+ برو بیرون تا لباس بپوشمممم
— کجا برم برم بیرون میبیننمم
عوض کن همینجا
+ میرم داخل حموم
— هر کاری میکنی سریع باش
+ باش
یه لباس ساحلی بلند برداشتم چون هوا گرم بود
و من لباس تابستونه نداشتم تنها گزینم الان این بود
یه ساحلی رنگ سفید و زرد روشن
با یه دمپایی رنگ زرد اومدم بیرون
— سریع چمدونات رو جم.....
چقدر خوشگل شدی
+ البته
— ولی درستش اینه که خوشگل بودی خوشگل تر شدی
+ ممنونم
— میخای کمکت کنم چمدونات رو جمع کنی
+ اگه مشکلی نداری
— کجا گذاشتی
+ داخل کمد هست سه تا چمدون بزرگ هست بیرون بیار
— باشه
+ لباس ها رو همش رو بریز داخل چمدون ها تا من آماده بشم
— باشه
ویو ته
امشب باید میکاسا رو میدیدم کلید خونه رو داشتم میخاستم در رو باز کنم که دیدم در بالکن اتاقش باز هست
پس از اونجا رفتم بالا
با چیزی که دیدم خشکم زد
بدنش مثل همیشه بینقص بود
سفید مثل برق براق مثل برق توی چشماش
سریع رفتم داخل
داشت میرفت سمت در که بره بیرون
اول دستم رو گذاشتم جلو دهنش تا صدا نده
بعد دستم رو دور کمرش حلقه کردم
عطر تنش
خیلی دلم براش تنگ شده بود مثل همیشه بدنش گرمه
گرمه ....گرمه بغلش گرمه
سرم رو توی گردنش فرو کردم لب زدم
با این کجا میخای بری کوچولو؟
وتماممممم
- ۸۶۰
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط