{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفته بود اولینش "من" هستم

گفته بود اولینش "من" هستم
باورش کردم
افتخار هم میکردم
اولینِ کسی بودن،آخ که عجب لذتی دارد!
آهنگ گوش میکردیم،بغض میکرد
کافه میرفتیم،بغض میکرد
قدم میزدیم،بغض میکرد
حتی لحظه ای هم که بوسیدمش،بغض کرد..
یک جای کار میلنگید
"من شبیهِ اولین ها نبودم،نبودم''
دیدگاه ها (۱)

عشق اولاونی نیست که اول از همه اومده اونیه که از وقتی اومده ...

تو جان می کَنی تا حرمت ها را نگه داری ،و دیگرانی کمی آن طرف ...

آوارهء چشمان فریبای تو هستمبا خرده کلافی سرِ سودای تو هستمپی...

گفت حالا باید چیکارکنم منوببخشی?گفتم واقعا دلت میخوادببخشمت?...

^فیک جونگکوک^(پارت۴۳)

پارت هجدهم:غیرمنتظره(Rose)آماده بود در همون لحظه چندتا از پر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط