رمان شراب عشق
رمان شراب عشق
از طرف محمد بود خدایا این چی میخواد ازم اول نوشته بود:
( سلام دیانا خانم عکس زیر واقعی اگر میشه به ارسلان نگید)
چی میخواد بگه که به ارسلان نگم؟!
بهد از چند دقیفه عکسی برام فرستاد با عکس سی که دیدم قلبم داشت
وایمیستاد این این ا.. ر.. س ل.. ا.. ن من بود. دهنم یخ بسته بود
.
انگار دنیا متوفق شده بود. تو دلم به خودم خندیدم هه دیانا خانم
تازه اولش بود. عکسی که فرستاده بود ارسلان و یک دختر دیگه
همدیگر رو بغل کرده بودن و ارسلان لپ دختره رو بوس میکرد.
دیانا خانم فکر کردی ارسلانی که بهت خیانت کرده دوباره برگشته
که زندگی بهتری برات بسازه یا باهات ازواج کنه؟.........
از طرف محمد بود خدایا این چی میخواد ازم اول نوشته بود:
( سلام دیانا خانم عکس زیر واقعی اگر میشه به ارسلان نگید)
چی میخواد بگه که به ارسلان نگم؟!
بهد از چند دقیفه عکسی برام فرستاد با عکس سی که دیدم قلبم داشت
وایمیستاد این این ا.. ر.. س ل.. ا.. ن من بود. دهنم یخ بسته بود
.
انگار دنیا متوفق شده بود. تو دلم به خودم خندیدم هه دیانا خانم
تازه اولش بود. عکسی که فرستاده بود ارسلان و یک دختر دیگه
همدیگر رو بغل کرده بودن و ارسلان لپ دختره رو بوس میکرد.
دیانا خانم فکر کردی ارسلانی که بهت خیانت کرده دوباره برگشته
که زندگی بهتری برات بسازه یا باهات ازواج کنه؟.........
- ۴.۶k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط