رمان شراب عشق

رمان شراب عشق


"واییییی پس دوباره قراره عروسی داشته باشیم(باذوق)

_کی قرار عروس بشه؟

" تو دیگه.........

~پانیذ چرا گفتی الان ارسلان رو قاچ میکنه.

_مننننننننن؟!

"بله گلم

+وای بدبخت شدم. رضا خدا بکشتت

~ هه. دادش بدبختی تو بهت تبریک میگم

+لال شو

_ارسلان جان بریم خونه که من شمارو مورد إنایت قرار بدم.؟

+نه..

_چییییییی

+یعنی آره بریم بریم. خدا ازت نگذره رضا

~بای بای گلم👋
دیدگاه ها (۶)

رمان شراب عشق با هم رفتیم به سمت ماشین و سوار شدیم. +دیانا ع...

رمان شراب عشق از طرف محمد بود خدایا این چی میخواد ازم اول نو...

رمان شراب عشق +چرا نباید جلوی تو بگم؟ ~ارسلان تو از وقتی رفت...

رمان شراب عشق +دیانا سگم نکن_سگ هست... نذاشت ادامه ی حرفم رو...

رمان جیمین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط