پارت
پارت ۱۱:
ویو ته : اعصابم از اینی که بود بد تررر شد ( بکی_)
تصمیم گرفتم برم پیش ا.ت ببینم که حالش چطوره
ویو دم در اتاق ا،ت
ته : تق تق تق ..... ا.ت اومدم داخل ها.....
( ته وارد شد )
ا.ت ؟ حمومی ؟ دشویی ای؟ عاح عمان از دست این دختر .... فقط پیدات کنم ادمت میکنم ..... حتما تو بالکن عه
( برو بچ نمیخوام زیادی لفت بدم برم سراغ اصل مطلب )
ته : ا.ت ا.ت کجایی ( کمی با صدای بلند) بس کن دیگه قائم موشک رو بچه ای مگه
ویو ته
این دختر کجاست ..؟... چرا گوشیش رو بر نمیداره ....؟ چرا من آنقدر نگرانم اصلا .... ؟, د بردار گوشیتو لعنتیییییییییییییییییییییییییییی ا.ت خدا بهت رحم کنه فقط ....... بزور پیدات کنم اونوقت کاری میکنم مرغای آسمون به حالت گریه کنن؟ ( چی میگم من)
ن. نکنه کار جانگ باشه .... نه نه امکان نداره .... یعنی انقدر آدم بی شرفیه......... جانگ ؟ نه بهش نمیخوره از این کارا کنه البته چرا از اونجایی که واسه بدست آوردن مقام من خودشو به آب و آتیش میکشونه ممکنه دست گذاشته باشه رو نقطه ضعف من ...... از کجا فهمیده به ا.ت حس دارم؟
ویو ته : تو حال و هوای خودم بودم .... در گیر فکرد کردن به این که ا.ت کدوم گوریه..... ممکنه کار جان لعنتی باشه یا نه که گوشیم زنگ خورد
گوشیش: لیلیلیلیلیلیلیلللیلیلیلییللیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی( زنگه دیگه)
ناشناسه رو با ( نش) نشون میدم
ته : بله ؟
نش: به به کیم تهیونگ میبینم که بالخره جواب تلفن مارو دادی!
ته : شما ؟ بجا نمیارم ( تو خراب کردی همه چیزو خودددتتتت)
ویو مایا : بچه ها کسایی که فیلم وقتی تلفن زنگ میزند را دیدن میفهمن که منظورم چیه....
منظورم ابنه اون ناشناسه.... صداش رو تغییر داده تا ته متوجه نشه که اون کیه.... منطقیه دیگه نه؟
ادامش
نش : آلزایمر داری مگه مرد؟ منم دیگه همونی که چندین و چند ساله ازش کینه داری همونی که در به در دنبالشی .... همونی که دستور داد راننده ی کامیونی که اسلحه های جانگ توش بوده رو بگا بده.....
ته: خب شاید فک کنی آلزایمر دارم ... ولی جدی نمیدونم کی ای ( فهمیده جانگ هست ولی میخواد ازش یه سری سوالات بپرسه که مطمعن شه .... یا مثلا این یارو از خودش بیشتر اطلاعت بده))))
نش : عا مرتیکه غروم دنگ( اگه درست نوشته باشم ... کا احتمالا ننوشتم)))
ته : خب حالا کارتون؟
نش : گاووی یا خودتو میزنی به گاوی؟ ( دااااد)
ته : فرمایششششش( پوکر )
نش : عزیز دردونه ات اینجاست.... اوممممم میبینم بدن خوش فرمی هم داره .... میدونی چند وقته دلم میخواد یه دختر ۲۰ ۲۵ ساله ی جوون رو بفاک بدم ؟
ته : عزیز دردونه ام ؟ هه
نش: ( حرصش گرفته چون ته داره خوشو میزنه به کوچه ی علی چب)))
ته : اها منظورت ا.ت عه ؟ اون که برده ی جنسی منه ...، الانم چیزی نمیشه که ... فقط تبدیل به بیوه میشه،..... تونم تو این سن ... خنده داره نه ؟
نش : میدونستی تلفن رو بلند گو عه
ته : به نازنین خا____
نش : صدای گریه های هرزتو میشنوی یا بیشتر عذابش بدم ؟؟؟؟
ا.ت : ت... تهیونگ ( بی جون)
ویو مایا : ا.ت اونقدر زیر دست جانگ که همون ناشناس باشه عذاب دیده بود که داشت بیهوش میشد
و تهیونگ هم داشت جوری رفتار میکرد که انگار واسش مهم نیست ،..... ولی نمیدونست با ادامه دادن این رفتار به ا.ت آسیب میزنه.... هم از لحاظ روحی. و جسمی....
تهیونگ همینجوری که داره وقت تلف میکنه دنبال جی پی اس / مکان . ا،ت میره
توضیح : ته این شماره رو واسه کوک فرستاد و کوک این شماره رو حک. کرد ... و مکان اونا رو فهمید. وا سه همین ته نباید تماس رو هیچ جوره قطع میکرد
ا.ت هم چون دختر باهوشی بود میدونست چرا ته داره ایت کارو نمیکنه اما وقتی به این فک میکرد که چرا ته باید به اون بگه بیوه یا برده ی جنسی ... قلبش ترک میخورد.... اما بازم سعی میکرد بروز نده و قووووی باشه
ا.ت که تازه دوزاریش افتاده بود که ته قراره چه استفاده ای ازش بکنه دیگه نتونست به ته اعتماد کنه
به ا.ت حق میدین یا نه که نتونه به ته اعتماد کنه ؟
به تظرتون ته میتونه ا.ت رو پیدا کنه ؟
به نظرتون ممکنه این داستان یه مثلث عشقی باشه ؟
☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆••☆•☆•☆
برو بچ الان یه سری عکس پست میکنم بهتره که بدونین راجت پارت ۱۲ عه و اگه شد پارت ۱۲ رو الان اپ میکنم🫰🏻🌟
ویو ته : اعصابم از اینی که بود بد تررر شد ( بکی_)
تصمیم گرفتم برم پیش ا.ت ببینم که حالش چطوره
ویو دم در اتاق ا،ت
ته : تق تق تق ..... ا.ت اومدم داخل ها.....
( ته وارد شد )
ا.ت ؟ حمومی ؟ دشویی ای؟ عاح عمان از دست این دختر .... فقط پیدات کنم ادمت میکنم ..... حتما تو بالکن عه
( برو بچ نمیخوام زیادی لفت بدم برم سراغ اصل مطلب )
ته : ا.ت ا.ت کجایی ( کمی با صدای بلند) بس کن دیگه قائم موشک رو بچه ای مگه
ویو ته
این دختر کجاست ..؟... چرا گوشیش رو بر نمیداره ....؟ چرا من آنقدر نگرانم اصلا .... ؟, د بردار گوشیتو لعنتیییییییییییییییییییییییییییی ا.ت خدا بهت رحم کنه فقط ....... بزور پیدات کنم اونوقت کاری میکنم مرغای آسمون به حالت گریه کنن؟ ( چی میگم من)
ن. نکنه کار جانگ باشه .... نه نه امکان نداره .... یعنی انقدر آدم بی شرفیه......... جانگ ؟ نه بهش نمیخوره از این کارا کنه البته چرا از اونجایی که واسه بدست آوردن مقام من خودشو به آب و آتیش میکشونه ممکنه دست گذاشته باشه رو نقطه ضعف من ...... از کجا فهمیده به ا.ت حس دارم؟
ویو ته : تو حال و هوای خودم بودم .... در گیر فکرد کردن به این که ا.ت کدوم گوریه..... ممکنه کار جان لعنتی باشه یا نه که گوشیم زنگ خورد
گوشیش: لیلیلیلیلیلیلیلللیلیلیلییللیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلیلی( زنگه دیگه)
ناشناسه رو با ( نش) نشون میدم
ته : بله ؟
نش: به به کیم تهیونگ میبینم که بالخره جواب تلفن مارو دادی!
ته : شما ؟ بجا نمیارم ( تو خراب کردی همه چیزو خودددتتتت)
ویو مایا : بچه ها کسایی که فیلم وقتی تلفن زنگ میزند را دیدن میفهمن که منظورم چیه....
منظورم ابنه اون ناشناسه.... صداش رو تغییر داده تا ته متوجه نشه که اون کیه.... منطقیه دیگه نه؟
ادامش
نش : آلزایمر داری مگه مرد؟ منم دیگه همونی که چندین و چند ساله ازش کینه داری همونی که در به در دنبالشی .... همونی که دستور داد راننده ی کامیونی که اسلحه های جانگ توش بوده رو بگا بده.....
ته: خب شاید فک کنی آلزایمر دارم ... ولی جدی نمیدونم کی ای ( فهمیده جانگ هست ولی میخواد ازش یه سری سوالات بپرسه که مطمعن شه .... یا مثلا این یارو از خودش بیشتر اطلاعت بده))))
نش : عا مرتیکه غروم دنگ( اگه درست نوشته باشم ... کا احتمالا ننوشتم)))
ته : خب حالا کارتون؟
نش : گاووی یا خودتو میزنی به گاوی؟ ( دااااد)
ته : فرمایششششش( پوکر )
نش : عزیز دردونه ات اینجاست.... اوممممم میبینم بدن خوش فرمی هم داره .... میدونی چند وقته دلم میخواد یه دختر ۲۰ ۲۵ ساله ی جوون رو بفاک بدم ؟
ته : عزیز دردونه ام ؟ هه
نش: ( حرصش گرفته چون ته داره خوشو میزنه به کوچه ی علی چب)))
ته : اها منظورت ا.ت عه ؟ اون که برده ی جنسی منه ...، الانم چیزی نمیشه که ... فقط تبدیل به بیوه میشه،..... تونم تو این سن ... خنده داره نه ؟
نش : میدونستی تلفن رو بلند گو عه
ته : به نازنین خا____
نش : صدای گریه های هرزتو میشنوی یا بیشتر عذابش بدم ؟؟؟؟
ا.ت : ت... تهیونگ ( بی جون)
ویو مایا : ا.ت اونقدر زیر دست جانگ که همون ناشناس باشه عذاب دیده بود که داشت بیهوش میشد
و تهیونگ هم داشت جوری رفتار میکرد که انگار واسش مهم نیست ،..... ولی نمیدونست با ادامه دادن این رفتار به ا.ت آسیب میزنه.... هم از لحاظ روحی. و جسمی....
تهیونگ همینجوری که داره وقت تلف میکنه دنبال جی پی اس / مکان . ا،ت میره
توضیح : ته این شماره رو واسه کوک فرستاد و کوک این شماره رو حک. کرد ... و مکان اونا رو فهمید. وا سه همین ته نباید تماس رو هیچ جوره قطع میکرد
ا.ت هم چون دختر باهوشی بود میدونست چرا ته داره ایت کارو نمیکنه اما وقتی به این فک میکرد که چرا ته باید به اون بگه بیوه یا برده ی جنسی ... قلبش ترک میخورد.... اما بازم سعی میکرد بروز نده و قووووی باشه
ا.ت که تازه دوزاریش افتاده بود که ته قراره چه استفاده ای ازش بکنه دیگه نتونست به ته اعتماد کنه
به ا.ت حق میدین یا نه که نتونه به ته اعتماد کنه ؟
به تظرتون ته میتونه ا.ت رو پیدا کنه ؟
به نظرتون ممکنه این داستان یه مثلث عشقی باشه ؟
☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆•☆••☆•☆•☆
برو بچ الان یه سری عکس پست میکنم بهتره که بدونین راجت پارت ۱۲ عه و اگه شد پارت ۱۲ رو الان اپ میکنم🫰🏻🌟
- ۳۹۳
- ۰۵ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط