{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پسر آدمیزاد

پسرِ آدمیزاد
پارت.۲۸
ویو جونگهی

جونگهی: فک کنم اون برگشته..
ته: کی؟
جونگهی: نیروش رو حس میکنم..
جیمین: کای سو رو میگه..
ته: خدای من.

خواستم حرفی بزنم که یکدفعه در زده شد..
اجازه ورود رو دادم..جک بود..

جک: قربان یه نامه دارید..
جونگهی: بده من..
جک: بفرمایید..
جونگهی: خوبه میتونی بری..

جک رفت نامه رو دادم..تهیونگ بخونه..
(تهیونگ شروع کرد به خوندن)

: اوهه مستر جانگ.. مطمئنم تعجب کردی که من دوباره بیدار شدم.
حتما ترسیدی..درسته تو قدرتمند تری ولی منم دست کمی از تو ندارم. الان داری با اون دوتا احمق نامه رو می‌خونی هه..
دفعه قبلی تو و خواهرت و اون دوتا (منظورش تهیونگ و جیمینه)
تونستید جلوم رو بگیرید ولی دیگه نمی تونید....
بزودی هم رو میبینیم ومن انتقامم رو ازت میگیرم..

پایان نامه..

جیمین: حالا چیکار کنیم..
ته: جونگ کوک چی میشه..
جونگهی: نمیدونم..هیچی نمیدونم..امشب با ا.ت حرف میزنیم..

از اتاق خارج شدیم..
ادامه دارد..

دوستان من الان پدر بزرگم تو آی سیو هستش برای همین نمیتونم بیشتر از این بنویسم..
شرایط پارت ها رو برسونید..مثل همیشه..
دیدگاه ها (۱۶)

پسرِ آدمیزادپارت.۲۹ویو جونگ کوک(از جایی که خواستن برن بالا)ا...

پسرِ آدمیزادپارت.۳۰ویو جونگهیرفتیم تو اتاق..جونگهی: کای سو ب...

عشق پس از نفرتدو ماه بعد...ویو نویسندهتو این دو ماه جونگ کوک...

عشق پس از نفرت..ویو جیمینرفتیم داخل عمارت و رو مبل نشستیم."خ...

فصل دو ( چرا من؟)پارت ۳🎀😐ات: اقای×× و تهیونگ چرا نمیاین؟؟ اگ...

"بازگشت بی نام"

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط