{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه... نه هرگز!!!

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه... نه هرگز!!!
بی تو حتی شب من ماه ندارد
پایِ سست و تنِ فرسوده ام آخِر که به آن کوچه دگر راه ندارد
بی تو یک شب منِ تنها هوسِ کویِ تو کردم
هوسِ مویِ تو و بویِ تو و رویِ تو کردم
سرِ سجاده ی خود تا به سحرگاه نشستم
بند از پای گسستم، چشم ها بستم و در خویش شکستم
گله کردم ز نگاهت، آن دو چشمانِ سیاهت، بوسه ی گاه به گاهت
گله کردم گله کردم به خدایت!
بی تو شب ماه ندارد، ابر هم گاه ندارد، به سحر راه ندارد، در بساط آه ندارد
دلِ سنگی که تو داری به خدا شاه ندارد!
دوش گفتم به خدایت که شب و روز ندارم
که ز دستت نفسم حبس در این سینه و مبهوت نگاه و همه جانم نگران است!
نیمه شب بود و هوا رام
قطره ی اشک خدا پنجره را شست!
چشم ها خیس.... پای ها سست
لرزه افتاد به جانم
تو کجایی؟
نگرانم، نکند باد بیاید حالتِ مویِ تو برهم بزند
یا بخرامد در اتاقی که تو خوابی نکند زوزه ی یک گرگ، از سرت خواب پراند...
نگرانم نگرانم...
من پر از دغدغه و شب پر از آرامش و محجوب
من قسم می خورم این بار به آرامشِ این شب،
به سماوات
به کواکب
به سیارات
**حذر از عشق ندانم سفر از پیشِ تو هرگز نتوانم**
دیدگاه ها (۳)

کاش برگردی...ارزومه برگردی...نه واسه عشق...نه عزیزم...واسه ا...

ٰمیترســـــم از روزے کـــه پسرم ازم بپرســـه: ...

هوا ابری و من با چشمای تردوباره بدون تو می رم سفرشبیه یه تصو...

منو و تو بچه دار میشویم اگـه پسر بشه حرفای قشنگی میزنه مثل ...

عاشقانه

.ز دلتنگی ترا امشب به گوگل جستجو کردمیه کاری بر تسلی این دلـ...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

مردی که در کنارم بود

مرد بی رحم

قسمت ۷

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط