{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تیر غیب از آسمان یک روز پایین می کشد

🎈 تیرِ غیب از آسمان یک روز پایین می کشد
آن کسانی را که ناحق عشق بالا برده است 🎈

مثل گنجشکی که طوفان لانه اش را برده است
خاطرم از مرگِ تلخ جوجه ها آزرده است

ناسزا گاهی پیام عشق دارد با خودش
این سکوت بی رضایت نه ؛ به من برخورده است

غیر از آن آیینه هایی که تقعر داشتند
تا به حالا هیچ کس کوچک مرا نشمرده است

🎈 تیر غیب از آسمان یک روز پایین می کشد
آن کسانی را که ناحق عشق بالا برده است 🎈

آن گلی را که خلایق بارها بو کرده اند
تازه هم باشد برای من گلی پژمرده است

# کاظم بهمنی
دیدگاه ها (۴)

دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفتزندگی بعد تو بر هیچ کس آس...

🍁 با مدعی مگویید اسرار عشق و مستیتا بی‌خبر بمیرد در درد خو...

غیر شیدایی مرا داغی به پیشانی نبودمن که پیشانی نوشتم جز پریش...

باز هم شب شد و من ماندم و تکرار غزلقلمی دستِ من افتاد به اصر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط