Bratva Empire part
Bratva Empire part 12:
Margaret:....
توی کلاس ،منی که اصلا خجالتی نبودم کل تایمشو در حال سرخ و سفید شدن بودم .
تف تو این وضعیت بی شرمانه.....
آییییی!!!
کلاس تموم شد واییی ،اه همه دارن میرن.منم سعی کردم یواشکی از بین جمعیت رد شدم.
که یکدفعه گفت ،دیمیتری:کجا ؟؟؟؟`
با استرس برگشتم:ههههههه(خنده)
م.م.من ج.ج.جایی نمی ر.ر.رفتم.
دیمیتری خندید: چرا لکنت گرفتی،فقط خواستم بگم
از دخترایی جسور، خشن و سرسخت خوشم میاد.
خنده ایی از سر آسودگی کردم و نفسمو صدا دار، بیرون دادم.
+خیالم راحت شد(زیر لب)
اههه خب راستش منم عذر میخوام ،
خب فعلا.
سریع در رفتم. دیمیتری:هییییی!!!!چرا رفتی؟
خندید:عجب ،دیوانه ای ها.
دوییدم، تو سالن میدویدم با سرعت فوقالعاده ؛همهنگاهم میکردن .
فکر میکردن من دیوانه ام !!!
آه آه آه ،نفس نفس میزدم.
+اهی من مردممممم که.
یکدفعه شکمم صدا داد.
+عجیب گشنه هستم .
برم سلف،رفتم سلف و از خجالت شکمم در اومدم!!
ALEXANDER:.......
صبح زود بیدار شدم،کت و شلوارمو پوشیدم
پالتو خزمو پوشیدم.
به سرعت رفتم پایین،نرفتم سمت میز صبحونه همونجوری عجله کردم.
سوییچ مرسدس بنز G63رو برداشتم . از خونه زدم بیرون.
رسیدم به شرکت،امروز با مافیا های مکزیکی قرار دارم.
نشستم سر قرار،تو فکر بودم شدیداً ؛
داشتم به مارگارت فکر میکردم.
اصلا نمیفهمیدم دارن چی میگن.
رافائل داسیلوا رئیس سازمان مافیاهای مکزیک:نظر شما چه تزاروویچ؟
_اهم(سرفه)تا هفته بعد قرارداد نوشته میشه، و ما 6 میلیارد اسلحه از شما میگیریم ولی 1 میلیارد میدیم و شما هزینه پست با کشتی رو پرداخت میکنید ،اصلحه ها باید در سلامت کامل وارد شوند.
رافائل:چرا فقط 1 میلیارد؟
_چون گروه ما داره به شما قدرت میده و شما به ما 2 میلیارد بدهکار هستین. از این منطقی تر؟
داد زدم _ حرف دیگه هست؟همه بیرونننن
همه رفتن بیرون.
Margaret:....
توی کلاس ،منی که اصلا خجالتی نبودم کل تایمشو در حال سرخ و سفید شدن بودم .
تف تو این وضعیت بی شرمانه.....
آییییی!!!
کلاس تموم شد واییی ،اه همه دارن میرن.منم سعی کردم یواشکی از بین جمعیت رد شدم.
که یکدفعه گفت ،دیمیتری:کجا ؟؟؟؟`
با استرس برگشتم:ههههههه(خنده)
م.م.من ج.ج.جایی نمی ر.ر.رفتم.
دیمیتری خندید: چرا لکنت گرفتی،فقط خواستم بگم
از دخترایی جسور، خشن و سرسخت خوشم میاد.
خنده ایی از سر آسودگی کردم و نفسمو صدا دار، بیرون دادم.
+خیالم راحت شد(زیر لب)
اههه خب راستش منم عذر میخوام ،
خب فعلا.
سریع در رفتم. دیمیتری:هییییی!!!!چرا رفتی؟
خندید:عجب ،دیوانه ای ها.
دوییدم، تو سالن میدویدم با سرعت فوقالعاده ؛همهنگاهم میکردن .
فکر میکردن من دیوانه ام !!!
آه آه آه ،نفس نفس میزدم.
+اهی من مردممممم که.
یکدفعه شکمم صدا داد.
+عجیب گشنه هستم .
برم سلف،رفتم سلف و از خجالت شکمم در اومدم!!
ALEXANDER:.......
صبح زود بیدار شدم،کت و شلوارمو پوشیدم
پالتو خزمو پوشیدم.
به سرعت رفتم پایین،نرفتم سمت میز صبحونه همونجوری عجله کردم.
سوییچ مرسدس بنز G63رو برداشتم . از خونه زدم بیرون.
رسیدم به شرکت،امروز با مافیا های مکزیکی قرار دارم.
نشستم سر قرار،تو فکر بودم شدیداً ؛
داشتم به مارگارت فکر میکردم.
اصلا نمیفهمیدم دارن چی میگن.
رافائل داسیلوا رئیس سازمان مافیاهای مکزیک:نظر شما چه تزاروویچ؟
_اهم(سرفه)تا هفته بعد قرارداد نوشته میشه، و ما 6 میلیارد اسلحه از شما میگیریم ولی 1 میلیارد میدیم و شما هزینه پست با کشتی رو پرداخت میکنید ،اصلحه ها باید در سلامت کامل وارد شوند.
رافائل:چرا فقط 1 میلیارد؟
_چون گروه ما داره به شما قدرت میده و شما به ما 2 میلیارد بدهکار هستین. از این منطقی تر؟
داد زدم _ حرف دیگه هست؟همه بیرونننن
همه رفتن بیرون.
- ۳۳
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط