{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Bratva Empire part

Bratva Empire part 15:
Margaret:.....
دانشگاهم تموم شد،از سلف اومدم بیرون که برم و تاکسی بگیرم و برم خونه .
رفتم دم در دانشگاه ،تاکسی چرا نیست؟
که یکدفعه یه لند کروز سفید 2026 جلو پام ترمز کرد،شیشه ماشینو داد پایین که دیدم........
آه اینکه استاد جدیده است.
واو شوخی میکنی؟لند کروز،اونم با سیس و قیافه این بیخیال من غش میکنم.
دیمیتری:بیا میرسونمت.
+نه ممنون
(چس کلاس الکی)
خنده اش گرفت؛دیمیتری:نترس بابا نمی‌خورمت.
با خجالت سوار شدم که یکدفعه گفت، دیمیتری:تو دختر آنتوان اگرستی؟
کپ کردم،این اسم بابامو از کجا میدونست.
دیمیتری:نترس بابا (خندید)بابات دوست صمیمی بابای منه،نشناختی؟
دختره خنگ ،من پسره ارتیوم میخائیاوویچ هستم.
بازم نشناختم.
دیمیتری با ناله گفت:من همون میخ میخ 13 ساله ام یادت اومد.
تازه یادم اومد،این پسره ،میخ میخ،عمو ارتیوم وایییییی
یکدفعه خندیدم.
+اههههه این تویی میخ میخ 13 ساله وایییییییی تازه یادم اومد.
عمو ارتیوم، دوست صمیمی بابام از دوران سربازیش بوده.
و یک پسر هم داشته به اسم دیمیتری ،دوست صمیمی داداشم و چون
فامیلش میخائیلوویچ بوده صداش می‌زدیم،میخ میخ
دیمیتری با خنده گفت:تازه دو هزاریت افتاد اره؟
ALEXANDER:......
برای مارگارت بپا گذاشتم ،مشغول بررسی شده بودم که یکدفعه!!!
گوشیم زنگ خورد.
خیلی سرد و جدی جوابشو دادم:الو،چی شد؟کجاست؟چیکار میکنه؟
~قربان، خانم سوار ماشین یک آقایی شدن ؛درحال خندیدن هستند.
یکدفعه انگار بهم برق وصل کرده باشند ،شوکه عربده کشیدم_ چییییییی؟ تو حواست بهش باشه تعقیبش هم کن،همه جا مثله سایه برو دنبالش.
بعد قطع کردم ،قرمز شده بودم رگ گردنم بالا زد و خونم خشک شد.
_ دختره احمق، برای من ادای دخترای با وقار در میاره و شبیه سگ میمونه.انوقت خندیدناش ماله بقیه است.
زنگ زدم به دستیارم _ عکس مرده رو بفرست.
و بعد قطع کردم و منتظر عکسش بودم ،که یکدفعه وقتی عکسو باز کردم دیدم
اینکه، اینههههه.............
دیدگاه ها (۰)

Part 16:Margaret:......تمام مسیر دانشگاه تا خونه، با خنده و...

چشای الکساندر ✨🩵💙

Bratva Empire part 14:اALEXANDER:......ژنیا خندید ،یعنی غش غ...

Bratva Empire part 11:Margaret:...صبح خروسخون بیدار شدم. و آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط