{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بــا چـشـمــانِ خـــیـــس

بــا چـشـمــانِ خـــیـــس
دنـبـالِ سنـگ قـبـرم مـیـگـشـت .....
امــــا یـادش نـبـود روزے ڪــه
بــهـــــم گــفــــــت :

گــورت را گُـــم ڪـــن .......
دیدگاه ها (۷)

✘ﻣُﻬِــــــــــﻢْ ﻧﯿﺴــــــــــﺖ ﭼَﻨْــــــــــﺪ ﺳﺂﻟِﺘــــــ...

خیــــلـــــے هــاگفـــــتنـــــد:     عـــــاشــــــق  نشــ...

سـلامتی... دلےڪہ...تنگش ڪردے...شڪستیش...لهش ڪردے... اما...هن...

اےکـــــــاش!!!!!! یکـــــے بــــــُـود جورےدُوسَـــم داشت ک...

پارت ۶#پشت غرورتاما از وقتی از کافه بیرون اومده بود، یه حس ع...

گاهی آدمدلتنگِ ڪسی می‌شودڪه حتی حق ندارددلتنگش باشدڪسی ڪه اگ...

پارت ۱۷ #پشت غرورتاِما هنوز داشت به صفحه‌ی لپ‌تاپ نگاه می‌کر...

پارت⁸ویو فریتنبیشون این بود که بود که باید ۱۰ دقه صندلی میشس...

پارت ۱۴ پشت غرورتاِما چند ثانیه به پیام خیره موند.دوباره گوش...

P⁷سه دختر جلوی نوشته‌ی روی دیوار ایستاده بودند.یورا با ترس گ...

پارت ۱۰ ویو جیسونگ وقتی به اون عمارت رسیدیم خیلی ریلکس و پرو...

پارت ۱۹ #پشت غرورتاِما هنوز کنار لیام ایستاده بود.صدای اون م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط