آمدم گفتند کاری اضطراری داشته
آمدم گفتند کاری اضطراری داشته
باخودم گفتا خدایا!یعنی چه کاری داشته
گفت دلتنگ تو بودم حالم اصلا خوب نیست
گفت بی من گریه کرده حال زاری داشته
گفت می خواهم کمی خلوت کنم پیشم نیا
من که می دانم دروغ است و قراری داشته
از صدایش خوب می فهمم که از من خسته است
خوب می فهمد چه گفتم هرکه یاری داشته
گفتمش یک روز رازی داشته با غیرمن؟
در صدایش لرزه ای افتاد؛!آری داشته
گفت دربند توام دیوانه جان!گفتم نترس
هرکه زندانی شده راه فراری داشته
عشق برد و باخت دارد،هرکه عاشق میشود
در ضمیرش میل پنهان قماری داشته
آرش شفاعی
باخودم گفتا خدایا!یعنی چه کاری داشته
گفت دلتنگ تو بودم حالم اصلا خوب نیست
گفت بی من گریه کرده حال زاری داشته
گفت می خواهم کمی خلوت کنم پیشم نیا
من که می دانم دروغ است و قراری داشته
از صدایش خوب می فهمم که از من خسته است
خوب می فهمد چه گفتم هرکه یاری داشته
گفتمش یک روز رازی داشته با غیرمن؟
در صدایش لرزه ای افتاد؛!آری داشته
گفت دربند توام دیوانه جان!گفتم نترس
هرکه زندانی شده راه فراری داشته
عشق برد و باخت دارد،هرکه عاشق میشود
در ضمیرش میل پنهان قماری داشته
آرش شفاعی
- ۱.۱k
- ۱۷ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط