{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(این بار صدم بود که امروز باهات تماس میگیرم! ولی ازت هیچ

(این بار صدم بود که امروز باهات تماس میگیرم! ولی ازت هیچ خبری نیست. مثل دیروز، مثل چند روز پیش ...)

گوشیمو دستم گرفتم و تا خواستم شمارتو بگیرم، راننده تاکسی از توی آینه دیدو با یه لبخند، صدای ضبط رو کم کرد. دوتا خانم کنار دستیم ساکت شدن و اونی هم که کنار راننده، جلو نشسته بود، داستانشو نیمه تمام رها کرد. حتی ماشین های بغلی اَم دیگه بوق نمیزدن.
همه یجورایی ساکت بودن تا من راحت تر باهات حرف بزنم.

آبرو داری کن عزیزم. لااقل این یه دفعه، گوشیتو جواب بده ...

#حمید_جدیدی
دیدگاه ها (۱۵)

جهان اردی جهنم بود پیش از آمدن هایت نمی گنجید در باور شود ر...

نیَم به هجر تو تنها، دو همنشین دارمدلِ شکسته یکی جانِ بی قرا...

آمدم با بوسه بیدارش کنم رویم نشد از هوای ِ عشق سرشارش کنم رو...

به تو که فکر میکنم در خون من جریان پیدا میکنی و قلبم هر دقیق...

𝑨 𝒑𝒍𝒂𝒄𝒆 𝒇𝒐𝒓 𝒃𝒓𝒐𝒌𝒆𝒏 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕𝒔𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖تو راه کمی حرف زدیم و بهم گفت...

#P𝗔R𝗧 : 1〖#𝗖r𝗲e𝗽y_𝗟o𝘃e〗 عـشـقِ تَـرسـنـٰاک✦..............

پارت ۱۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط