{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همان روز‌های اول

همان روز‌های اول
باید روی ماهت را می‌‌بوسیدم
خداحافظی می‌‌کردم
و می‌‌رفتم
برای همیشه می‌‌رفتم
نمی‌ دانستم اما با چه لحنی
با چه دلی‌
با چه جراتی
مانده‌ام با تو.


کسی‌ شده ام
دو نیمه
نیمی عشق می‌‌ورزد
نیمی می‌‌هراسد
نیمی با تو زندگی می‌‌کند
نیمی از خودش می‌‌گریزد
به من بگو
فرسنگ‌ها دور از خودم
چگونه تو را همچنان بی‌ دریغ دوست بدارم؟

#نیکی_فیروزکوهی
دیدگاه ها (۰)

خوش به حال حق که دائم یار و همراهِ علی ست...ما فقط از دور گه...

تا دلِ هرزه گَردِ من رفت به چینِ زلفِ اوزان سفرِ درازِ خود ع...

تو شاید عاشقم هستی و مغروری، نمی‌گوییتو مغروی که از دلتنگی و...

دوست دارد یا نمی‌خواهد مرا معلوم نیستعشق، بازی می‌کند با من ...

سفیر کبیر Grand Ambassador

پارت ۱۸ راز ستارۀ درخشان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط