دختری در جنگلp1

ا.ت ویو

سلام من ا.ت هستم و 25 سالمه
حدود سه ساله که توی جنگل زندگی میکنم
واسه ی خودم یه کلبه کنار یه درخت بزرگ و قدیمی ساختم و از اون درخت قدیمی یه تاب زیبا اویزون کردم

به هر حال
تقریبا سه روز بود که از مخملی(جغدش)
خبری نبود
دلم واسش تنگ شده بود و در به در دنبالش میگشتم
همینجوری داشتم توی جنگل میگشتم و مخملی رو صدا میزدم که یه لحظه چشمم خورد به جایی که توش بودم
گ..گم شده بودمم
بغض کردم و سعی کردم راهمو پیدا کنم اما اینقد سرگرم صدا زدن مخملی بودم که به مسیرم دقت نکردم
یکم جلوتر رفتم که رسیدم به یه عمارت بزرگ و شیک
رفتم نزدیک و در زدم
تازه نگاهم به پام افتاد
کی زخم به این عمیقی روی پام ایجاد شده بود؟
تازه درد اومده بود سراغم
دوباره در زدم که.....

ادامش بدم ایا؟
شنونده ی نظراتتون هستم
امیدوارم گزارش نکنید:))))))))))))))))))))))))))))))))))
دیدگاه ها (۳)

اسلاید های فیک

اسلاید اول همون تاب و درختاسلاید دوم کلبه ی ا.تاسلاید سوم خو...

ویو ا،ت صبح از خواب پاشدم رفتم دست و صورتمو شستم کارای لازم ...

هرزه ی حکومتی پارت ۱ویو ا/ت با صدای آلارم گوشیم بیدار شدم با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط