{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من غبطه می‌خورم به درختان خانه‌ات

من غبطه می‌خورم به درختان خانه‌ات
ای کاش سر گذاشته بودم به شانه‌ات

گنجشک من تو باشی و من آشیانه‌ات
 
گنجشک من تو باشی و من در به در شوم
از صبح تا غروب پی آب و دانه‌ات
 
وقت غروب از تو بپرسم: چگونه است
با چند استکان مِی روشن، میانه‌ات ؟
 
بعدش بخواهم از تو کمی درد دل کنی

گاه از زمین بگویی و گاه از زمانه‌ات
 
یک مشت کودک‌اند، به دور درخت سیب
انگشت‌های کوچک تو زیر چانه‌ات
 
در بوسه‌ی تو، بذر تغزل نهفته، کاش

روی لبان من بشکوفد جوانه‌ات
 
راس کلاغ، فرصت کشف شهود نیست
بگذار تا تو را برسانم به خانه‌ات
دیدگاه ها (۳)

..

ح..

..

..

من غبطه می‌خورم به درختان خانه‌اتای کاش سر گذاشته بودم به شا...

من غبطه می‌خورم به درختان خانه‌اتای کاش سر گذاشته بودم به شا...

من غبطه می خورم به درختان خانه اتای کاش سرگذاشته بودم به شان...

همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک میریزمآ...

دل و دماغ می‌خواهد نوشتن از بهار و آغازِ سال نو. آن هم برای ...

همیشه هر گاه دلتنگت میشوم ، مینشینم در گوشه ای و اشک میریزمآ...

دعایت می کنم ، عاشق شوی روزیبفهمی زندگی ، بی عشق نازیباستدعا...

دعایت میکنمدعایت می کنم ، عاشق شوی روزیبفهمی زندگی ، بی عشق ...

مثلا رد شده باشیم از این روزهای دلهره و آشوب و سردرگمی و شب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط