{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلنوشته....

دلنوشته....
می کشد در دل
شب ها نفسی موج سراب
وای بر حال نگاهی که پی دل برود...
حرف بسیار است
امّا
فرق دارد شعر من

شرح حال یک جوان ٍپیر، چیز دیگریست...!

ای اشک تو ای جاری احساس شبانه

..ای همدم هر درد و غم و رنم زمانه...

.بنشین تو بر این گونه تب دار من امشب

..ازکوره دل میکشد اتش چه زبانه

در شعر من من امشب چه غریبانه شدی تو..

ای اشک هم ازدیده و دل هر دو روانه..


-نباید چیزی را دوست بداری!
همین بهانه های کوچک برای زنده ماندنت
بعدها ؛
تو را خواهند کشت...


گفته بودی
صفحه ی آبی آسمان که ورق خورد
روی شاخه ی انتظار
به شکار باران نشسته ای.
آخرین باری که دیدمت
توی آغوشِ قاصدک
به لالاییِ باد، خواب رفته بودی.
این همه باران آمد و نیامدی
پس، در سینه ی کدام ابر آرام گرفته ای؟

اینجا هرشب
در شامِ غریبان دوری ات
یکی به قنوت تو را صدا می زند.

همچون بوی خوش یاس
بر مشامِ رهگذری خسته،
یک شب بی خبر به این شبستان سری بزن.

کاش بدانی، که این آینه هم
راز انتظار مرا
به پیشانی ام کوبید...
در چشم های تو مردی می خندید،
مردد میان رفتن و نبودن !
در چشم های من ولی،
زنی همیشه پر از کورسوی امید،
چه ناشیانه و آرام می گریست ..
در چشم های تو از اولش زنی نبود،
و خنده های مرا ، خاطرات ِ دور،باخود برد...
دیدگاه ها (۱)

دلنوشته ..متحیر شده‌ ام تا غم عشقت ناگاهاز کجا یافت در این گ...

این زمان یارب مه محمل نشین من کجاستآرزو بخش دل اندوهگین من ک...

‍ ‍ ‍ ‍ ‍ ‍ خسته امخسته ام از خستگیهای خودم   خستگیهایم همه ...

‍ ‍ ‍ چون واژه های بیصدابه انتظار نشسته ام، در سکوت به اشتیا...

«یا مولای من، یا صاحب الزمان!کاش باران بودی و همه نگران نیام...

عاشقانه های شبنم

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

آرزو حاجی خانی،، حالی به باغ نیست

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

باران که می آید دلم در خانه میگیرداز من سراغ عشق را دیوانه م...

محبوب ابدی دلممرا تنگ در آغوش بگیر آن چنان که کسی نتواند مرا...

ای در آغوش تو آرام ترین خواب جهانچهره ی ماه تو در چشمه ی مهت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط