{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با بقیه خانواده توی ماشین،صدا خوردن بارون به جسم فلزی ماش

با بقیه خانواده توی ماشین،صدا خوردن بارون به جسم فلزی ماشین،سرد شدن نوک انگشت پاها،گرفتن تصمیم،
گفتن آخرین سیب!
مقصد آزاد شدن روح:)
#بپذیر #یا #بمیر :)
دیدگاه ها (۱)

کاش خدا بین ما زندگی میکرد!اونوقت میشد ببینی همیشه آنلاین هس...

من رژیم دارم!دیگه آدم نمیخورم:)

مثه ساختن خاطره ای که اصلن وجود نداشته،اینکه خاطره ای رو بگی...

یه حس مثه بوس روی پیشونی یه مردههمون لحظه بعد اعلام مرگش:)با...

سم جدید از شیپ کوین و فلای

عشق یا نفرت؟ (تابع قوانین ویسگون«میکشمتون بهم نگفته بودید») ...

رمان جونکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط