{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#منطقه_ممنوعه_عشق

#منطقه_ممنوعه_عشق
پارت:16

پوزخندی زد و ل ب ا شو نزدیک ل ب ا م آورد خاست ب ب و س ت م که پسش زدم و گفتم
ات:ع و ضی عقده ای.
فک کردی میزارم بهم دست بزنی؟
دستامو با یه دستش گرفت و بالا سرم نگه داشت.
جونگکوک:جوجه ای مثل تورو ب و س ی د ن دو دیقمو نمیکشه.
ل ب ا ش و ر و ل ب ا م گذاشت که محکم با پا زدم تو دستگاه ادم سازیش.
و ازم دور شد و اخ کشید.
ات:ببین احمق.
درسته قدو هیکلم کوچولوعه ولی من بلایه خدا ام.‌بخای بهم دست بزنی تو یه حرکت بهت گره ی فرانسوی میزنم.افتاد؟
سمت در دویدم و زود رفتم سمت دستشویی.
ل ب ا مو شستم.کل رژیم بهم خورده بود و جاش مونده بود.
اگه بچه ها منو اینجور ببینن میفهمن چه کاری باهام کرده.
همینجوری به اینه نگاه میکردم که فکر به سرم زد.
از دانشگاه بیرون زدم و به سمت فروشگاه رفتم و یه تیکه یخ گرفتم و زیر ل ب م زدم.
بعد زودی رفتم دانشگاه من که میدونستم این ناظمو چیکار کنم.
از دنیا سیرش میکنم.
رفتم آبدار خونه و کمی آب خوردم که با صدای جونگکوک به خودم اومدم.
جونگکوک:یکم آب به منم بده.
لبخند گشادی زدم و گفتم:
ات:عزیزم فلکه ی آب رو وصل نکردن تو ک و ن م این لیوان اینم شیره ی آب خودت برو آب بریز و بخور.
بعد از کنارش رد شدم و رفتم سمت کلاس.
بز کوهی الانم بهم دستور میده.
اصلا به چه حقی منو می ب و سه؟
دیدگاه ها (۶)

تهیونگ ل//ب//ا//ش//و محکم کوبید روی ل//ب//ا//ی ا. ت و شروع ک...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

پارت۳

true love①⑥شش ماه بعدا/تشش ماه هست خبری از تهیونگ ندارم... ا...

marry without love

پارت۴

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

#عشق_بعد_نفرتپارت 9یونگی: وا بچه ها شرفمون رفت خیر سرتون پسر...

ازدواج اجباری پارت ۳

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط