اوقات فراغت
اوقات فراغت ۴
بیدار شدم... اینجا کجاست؟ نور توی چشممه... تخت زیر ام سریع حرکت میکنه.. صدای اشک همه جا رو پر کرده
_تو قول دادی باهام بمونی، این میشه بار دومی که میخوای ولم کنی... اینکارو نکن... من نمیتونم دووم بیارم
دنیا به دیدم تار شد... یه زندون از دنیا جدا...
هر روز برام بسته میومد، لباس و وسایل و چیز های دیگه... آدرس ناشناس بود ولی نامه های مخفی شده... این ساتورو منه
یوتا اومد پیشم تا زبون باز کنم و حرف بزنم
اونا میخواستن از صدام استفاده کنن تا ساتورو رو گیر بندازن... چه اتفاقی افتاده؟
بیدار شدم... اینجا کجاست؟ نور توی چشممه... تخت زیر ام سریع حرکت میکنه.. صدای اشک همه جا رو پر کرده
_تو قول دادی باهام بمونی، این میشه بار دومی که میخوای ولم کنی... اینکارو نکن... من نمیتونم دووم بیارم
دنیا به دیدم تار شد... یه زندون از دنیا جدا...
هر روز برام بسته میومد، لباس و وسایل و چیز های دیگه... آدرس ناشناس بود ولی نامه های مخفی شده... این ساتورو منه
یوتا اومد پیشم تا زبون باز کنم و حرف بزنم
اونا میخواستن از صدام استفاده کنن تا ساتورو رو گیر بندازن... چه اتفاقی افتاده؟
- ۱۴۷
- ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط