{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*گل یخ*

*گل یخ*
*محمد*
ماهک دویید رفت اتاقش خبری از فرشته نبود در اتاق خواب رو زدم جوابی نشنیدم در رو باز کردم رفتم داخل فرشته نشسته بود ورفته بود تو فکر رفتم کنارش وگفتم : خوبی ؟
سرشو بلند کرد نگام کرد
- چی شده تو فکری
- عمو رفت عاقد بیاره
متعجب گفتم : پس چرا من نمی دونم
- نمی دونم
- ماهک اومده برو لباس تنش کن .این چیه خودت پوشیدی چرا مشکی
- می خوای برم تور عروسیمو بپوشم
اخم کردم گفتم : تولد ماهکه یه چیز دیگه بپوش
رفتم حموم ازرفتارفرشته سردر نمی آوردم وقتی اومدم بیرون داشت جلو آینه موهای ماهک رو شونه می کرد رفتم اتاق پرو لباس پوشیدم موهام سشوار زدم داشتم عطر می زدم فرشته اومد داخل ارایش کرده بود وخیلی عوض شده بود ولی اخمو بود
- میشه بگی این اخمت یعنی چی؟
نگامم نکرد ورفت بیرون منم اومدم بیرون ماهک اومد طرفم گفت : خوشگل شدم بابا
- محشر شدی فدات بشم
بوسیدمش وبا هم رفتیم پایین
تو سالن نشستیم
- بابا چرا این لباس پوشیدم
- چون امشب یه شب مهمه
- می خواین عروسی کنید
خندیدم وگفتم : اره عزیزم ویه چیز خیلی مهم تر
کم کم مهمونا اومدن خواهرام وشوهراشون ارمین وعمه پروین وخانوادش فرشته پذیرای می کرد با اومدن بابا که تنها بود یه نفس راحت کشیدم بعدم صدام زد رفتم پیشش وگفتم : جونم بابا
- عاقد یه ساعت دیگه میاد بهتره شام بخوریم وتولد ماهک رو بگیریم
- باشه
- محمد
- بله بابا
- بد کردین نگفتین ماهک نوه ای منه
- منم نمی دونستم زیاد نیست فهمیدم
- خوشحالم پسرم
- فرشته رفتارش یه جوریه
- استرس داره تو به دست وپاش نپیچ
- چشم من که کاریش ندارم
- شایدم همین دلیلش باشه وتوجه می خواد
لبخند زدم وفرشته رو نگاه کردم لباسش رو مخم بودقرمزبود ویکم چسبیده زیر نگاه هیز احمد داشت میز شام رو می چید رفتم کنارش وگفتم : میشه این لباستو عوض کنی
اخم کرد وگفت : نه مگه من مدلینگم هی میگی لباس عوض کن
نگاش کردم وهیچی نگفتم بعدم مامانم همه رو دعوت کرد سر میز شام مثله همیشه تو سکوت شام خوردیم بعدم رفتیم نشستیم بچه ها سرو صدا می کردن زنگ زدن بابا رفت بیرون انگار عاقد بود فرشته نگران بود با لبخند نگاش می کردم این حالم شب عروسیمون داشت
دیدگاه ها (۶)

*گل یخ**محمد* همه متعجب بودن کسی نمی دونست منو فرشته می خوای...

*گل یخ**محمد*با چندتا از دوستام که یکیشم ارمین بودشب شام بیر...

*گل یخ**محمد*- محمد منتظر چی هستی مامان چرا زودتر عقد نمی کن...

*گل یخ**محمد*از ماشین پیاده شدم بر عکس همیشه اصلا خسته نبودم...

ارباب خشن من ۹

ویو اتدیدم جی هوپ خوابه رفتم کنارش رو تخت نشستم خواستم موهاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط