{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

*گل یخ*

*گل یخ*
*محمد*
با چندتا از دوستام که یکیشم ارمین بودشب شام بیرون بودیم اخرشب بود برگشتم خونه خدا خدا می کردم ماهک نخوابیده باشه برام شیرین زبونی کنه سر راهم خوراکی مورد علاقه ای فرشته وماهک رو گرفتم ورفتم خونه بر عکس تصورم همه چراغ ها خاموش بود رفتم بالا خوراکی ها رو گذاشتم رو کانتر رفتم اتاق ماهک انقدر قشنگ خوابیده بود هر چی می بوسیدمش سیر نمی شدم رفتم اتاق خواب فرشته تو تخت نشسته بود داشت کتاب می خوند بهش سلام کردم ورفتم لباس عوض کردم ورفتم سراغ کارای عقب افتادم سرم تو پرونده بود دستای ظریف فرشته دورگردنم حلقه شد خم شد موهاش ریخت یه طرف
- بهتر نیست بخوابیم دیر وقته
- باشه عزیزم الان تموم میشه
- الان
برگشتم نگاش کردم آرایش کرده بود متعجب نگاش کردم یه بوسه کوچلو رو لبم زدیه جورایی چهارتا چشم در اوردم اومد رو پاهام نشست وتو چشام نگاه می کرد درست مثله گربه چکمه پوش خندیدم موهاشو کنار زدم گفتم : چی شده پیشی کوچلو اومد طرف صاحبش
- محمد
- جان
- مسخره نکن
تازه متوجه لباسش شدم
- بلند شو
متعجب بلند شد .
- یه چرخ بخور
چرخید
- شیطون این چیه پوشیدی اونم قرمز نمی دونی یهو رم می کنم
- خوب رم کن ببینم ...
رفتم طرفش فرار کردگرفتمش وگفتم: اوووومممم بوی دسیسه زنونه میاد
- نخیرم
- چرا اخرش حرفای خاله زنکی باعث شد بیای طرف من
- ناراحتی برم
اخم کردم گفتم: برو دیونه از خدامه
خندید با بوسه های من ساکت شد وچشاشو بست



- محمد این چیه ؟!
- چی ؟
اینو میگم
- فضولی نکن بچه برو کنار
ماهک سرک کشید گفت : کو بابا به منم نشون بده
خندیدم فرشته رو نگاه کردم داشتیم از لب تاب عکس می دیدم ماهک اومد وسطمون دراز کشید دستاشو گذاشته بود زیر چونش با لبخند فرشته رو نگاه کرد
- به بابای حسودش رفته
- من کجام حسوده
- اهوووم تو راست میگی
ماهک رو بوسیدم گفتم : وقتی منو مادرت خلوت می کنیم تو نیا خودتو ننداز وسطمون .
- چرا من باید باشم .
هر دوتامون زدیم زیر خنده
خوشبختی رو نمی دونم تو چی خلاصه می کردن ولی خندهای اون دوتا آخر خوشبختی بود


*پایان*
دیدگاه ها (۷۴)

*راز دل* _ *پارت1*بازم مستانه خونه رو گذاشته بود روسرش در ات...

*راز دل* _ *پارت 2*سمانه ابروهاشو انداخت بالا وگفت : محشر شد...

*گل یخ**محمد* همه متعجب بودن کسی نمی دونست منو فرشته می خوای...

*گل یخ**محمد*ماهک دویید رفت اتاقش خبری از فرشته نبود در اتاق...

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ²⁶ویو جونکوک___چند ثانیه دیگه...

سناریو یاندره سانزو

#دختر_قمار_بازSeason : ¹Part : ²⁶ویو جونکوک___چند ثانیه دیگه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط